{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷

پارت ۷

پنچ سال بعد


یونا
تو این چند سال من با اعضا صمیمی تر شدم و امشب هم قرار بود پسرا مثل همه ی اخر هفته ها دور هم جمع بشن که به منم گفتن تا باهاشون برم قرار یو بریم خونه ی جین من هنوز به هیچ کس نگفته بودم رابطه خودمو و کوک رو به کوک هم اجازه ندادم به کسی بگه چون خطر داره
حالا اینارو ولش باید ساعت۶ اونجا باشم و الان ساعت۵ بود بلند شدم و رفتم حمام اومدم و موهامو خشک کردم چتری هامو ریختم و بقیه موهام رو با یه هد بند ساده صورتی عقب دادم موهام صاف بود پس دیگه اتوش نکردم
یه ارایش صورتی و عروسکی خیلی خوشگل انجام دادم و بعد رفتم که لباس بپوشم یه شلوار لی ابی خیلی کوتاه بایه کراپ تاپ صورتی که بنداش به صورت پاپیون بود
و یه کیف صورتی با یه کفش سفید
و راه اوفتادم ساعت۶:۳۰ رسیدم

جین در رو برام باز کرد

جین: سلام یونا دیر کردی

یونا: ببخشید جین هیونگ

جین: عیب ندار برو داخل همه اومدن

رفتم تو دیدم پسرا مشفول صحبت باهم بودن سلام کردم و نشستم و دیدم کوک دازه بد نگام میکنه که به گوشیم پیام اومد
از طرف my lave✨

کوک: این چیه پوشیدی

یونا: چشه مگه
کوک: اوف یونا اوف

یونا: چرا کوک مگه چشه

کوک: هیچی یه کوسن بردار بزار روی پاهات

یونا: خیلیه خب

پسرا داشتن باهم حرف میزدن و یونا و کوک هم تو گوشی یا هم حرف میزدن که

شوگا: بچه ها باکیحرف میزنید

یونا و کوک: هیچ کس

کوک و یونا به هم نگاه کردن و
شوگا: باشه

جیمین: بیخیال بیاین بازی کنیم

یونا: چه بازی

جیمین: جرعت حقیقت خوبه

همه قبول کردن و دور هم نشستن و بطری رو چرخوندن

افتاد به جیهوپ و یونا

جیهوپ: خب یونا جرعت یا حقیقت

یونا: حقیقت

جیهوپ: دوست پسر داری

یونا یه نگاه به کوک کرد

یونا: نه

تهیونگ: خب پس با من قرار بزار
جیمین: نه خیرم با من قرار بزار

یونا خیلی تعجب کرده بودم یه نگاه به کوک کردم که از شدت عصبانیت رگ گردنش زده بود بیرون

کوک: دوست پسر داره

جیمین: عه کیه

کوک: منم

شوگا: خب اینو که خودمون میدونیم

یونا: چی از کجا

نامجون: ما خودمون شما هارو بزرگ کردیم اخه جوجه ها

همه باهم خندیدن و
بعد اون شب کوک و یونا به ارمیا گفتن رابطشون رو و ارمی ها هم سعی کردن بخاطر کوک باهاش کنار بیان و
یاپان✨


اسلاید ۲ لباس یونا
دیدگاه ها (۱)

پارت 6فردا یونا چشمامو باز کردم دیدم کوک دار نگام میکنه یونا...

پارت5یونا داشت کوک رو گیریم میکرد کوک: یونایونا: بلهکوک: ا...

پارت¹⁴ •sad rose•«ویو جونگکوک» تهی مارو دید، باهم؟ وقتی داشت...

پارت ۷ویو جیوویهو یادم اومد کوک شمارشو بهم داده بود..سریع زن...

.PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط