{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت8

خودش بود بلخره هققققق......
گرفت همه رو زد
؟ هه تو دیگه کی هستی
- خودت کی هستی مرتیکه ها *عربده
؟؟ ما شوهرا شیم *خنده
+هق
-خفه شین چطور جرعت میکنین جلوی شوهرش اینجوری میگین
؟ تو شوهرشی
-بلهههه مشکلیه؟؟؟؟؟
؟؟ هه برو بابا
-بهتون الان نشون میدم
+یه دفعه از پشت لباسش.... اون اون هق تفنگ بود داره چه اتفاقی میوفته..... هق عررررر مامان گرفت همه رو کشت... گوشام رو گرفته بودم
چشام و بستم نمیدونستم داره چه اتفاقی میوفته


عجیبه درسته؟

ادم هیچوقت نمیفهمه سرنوشت براش چی رقم زده
اون ترسیده بود ولی یه فردی
مثل کوه الان پشتش بود

دیگه تو یه اغوش گرم بود

چون دیگه داستان داره شروع میشه

تازه ماجرا جویی این دو شروع میشه

مگه این فرد روانی بود؟

نه اشتباهه صد در صد اشتباست

این روانی قصه ما مافیاست درسته؟
مافیا هم داستان های خودش رو داره


----------------------------------------------------------
اونشب این روانی قصه ما ات رو برد خونه و کل موضوع زندگیش رو تعریف کرد که چه جوری پدر و مادرش مرد... تا عشق زندگیش روانی شدنش تا مافیا و..... ( پارت بعد میزارم که چیا گفت )
دیدگاه ها (۰)

پارت 9 - خب ببین موضوع از اون موقعی شروع میشه که من ۱۲ سالم ...

به خاطر یکی از دوستان گذاشتم پارت 7ولی... یهو صدای در اومد ف...

پارت 6+جیغغغغغغغغغ-یا خدا این منو میکشه هیچی نشده *-*+کمکککک...

[عشق و نفرت ]پارت۱۳

این خانوم استره اسمش و توی باغی که لئو خودش افریده داشته میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط