{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آسمان دلسردم و از دامنت هــــــــم

از آسمان دلسردم و از دامنت هــــــــم


از دکمه های آبی پیراهنت هــــــــــــم


آنقدر دلسردم که می خواهم بدانی


از رفتنت بیزارم از برگشتنت هــــــــم


سنگی اگر نه آهنی در من که آبم


سر می کنم با زنگهای آهنت هــــــم


یک روز در چشم کسی می بینی ام باز


آنروز باور کن که میل دیدنت هـــــــم-


در من تداعی می شود یا نه بماند


اینها بماند شیوه خندیدنت هـــــــــــم


با یک نفر غیر از تو می خواهم بخوابم


شاید دلم دریا شود رود تنت هــــــــم






عابد اسماعیلی
دیدگاه ها (۳)

‍ ‍ بعد از تو تنها رفتنت را گریه کردمعطر خوش پیراهنت را گریه...

‍ ‍ بعد از تو تنها رفتنت را گریه کردمعطر خوش پیراهنت را گریه...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

دنیز دوست واقعی آراسه واقعا..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط