themafiasnightslave
#the_mafias_night_slave
P27
روز بعد
ویو من
ات خوابید که هیون پیشش نشست و دستش رو موهاش گذاشت و به صورتش زل زده که ات حرکت کرد و ات بیدار شد که هیون دید و بهش لبخند زد که هیون هم بهش لبخند زد و گفت
هیون:صبح بخیر عشقم
ات:صبح توهم بخیر
هیون:خوبی
ات:خوبم مرسی تو چطوری
هیون:خوب نیستم
که ات وقتی اینجوری گفت پاشد و دستاش رو پیشونی هیون گذاشت که ببینه شاید تب کرد و هیون خندید و ات گفت
ات:چته داری میخندی که توهم مریض نیستی
هیون:من مریض نیستم
ات:پس چته میگی خوب نیستم
هیون:خوب نیستم چون به لبات نیاز دارم(نیشخند)
ات:دیگه قهرم منو نگران کردی
هیون:قهر نشو و گرنه میدونی چکار کنم(نیشخند)
ات به یه چیزی زل زد و تو دلش گفت
ات:اگه قهر میشم الان پارم میکنه بهتره که قهر نشم
هیون وقتی دید که به یه چیزی زل زد امد و دستش جلو صورتش گذاشت و گفت......
P27
روز بعد
ویو من
ات خوابید که هیون پیشش نشست و دستش رو موهاش گذاشت و به صورتش زل زده که ات حرکت کرد و ات بیدار شد که هیون دید و بهش لبخند زد که هیون هم بهش لبخند زد و گفت
هیون:صبح بخیر عشقم
ات:صبح توهم بخیر
هیون:خوبی
ات:خوبم مرسی تو چطوری
هیون:خوب نیستم
که ات وقتی اینجوری گفت پاشد و دستاش رو پیشونی هیون گذاشت که ببینه شاید تب کرد و هیون خندید و ات گفت
ات:چته داری میخندی که توهم مریض نیستی
هیون:من مریض نیستم
ات:پس چته میگی خوب نیستم
هیون:خوب نیستم چون به لبات نیاز دارم(نیشخند)
ات:دیگه قهرم منو نگران کردی
هیون:قهر نشو و گرنه میدونی چکار کنم(نیشخند)
ات به یه چیزی زل زد و تو دلش گفت
ات:اگه قهر میشم الان پارم میکنه بهتره که قهر نشم
هیون وقتی دید که به یه چیزی زل زد امد و دستش جلو صورتش گذاشت و گفت......
- ۹.۲k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط