{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بودی

کاش بودی

کاش بـودی تـا دلـم تنهــا نبـود

تـا اسیــر غصــه فــردا نبــود

کاش بــودی تا بـرای قلـب مـن

زنــدگی این گونه بی معنا نبـود

کاش بـودی تا لبـان سـرد مــن

قصـه گـوی غصـه غـم هـا نبـود

کاش بـودی تا نگـاه خستــه ام

بی خبـر از مــوج و از دریـا نبـود

کاش بـودی تـا زمستـان دلــم

این چنین پرسوز و پرسرما نبود

کاش بـودی تـا فقـط باور کنی

بعد تــو ایــن زنــدگی زیبـا نبـود
دیدگاه ها (۴)

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن...

باز هم صبح فرا رسید صبحی بهتر از صبح های دیگر, زیرا ...

غمه نگاهه آخرت؛تولحظه خدافظی؛گریه بی وقفه من تو اون روزای کا...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط