{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
prann
۷۸
پسند
نیم ساعت پیش،خدا را دیدم
نیم ساعت پیش،خدا را دیدم
قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت ...
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ...!
- حسین پناهی
دانلود
۳.۸k
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (
۱
)
رمان اسیر خان پارت اول ۱
پیامی که نباید میرسید پارت ۱ | پیامی که نباید میرسید ساعت...
قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)
فاصله یک لبخند تا جنون
پارت سوم
𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:12بعد از خرید لباس عروس دومین چیز مورد علاقه ی ا....
رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵
وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...
رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲
چند پارتی جونگ کوک
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین