بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
سیاق پرسش، بدینگونه که اگر خدا خیر مطلق است ...؛ سه خطا و انحراف بزرگ دارد: اول آن که در خیر محض بودن خدا تشکیک نموده است؛ و دوم آن که با نگاهی جبری، گناه تمامی جنایتکاران و گناهکاران عالَم رامتوجه خداوند سبحان نموده و او را مقصر دانسته است؛و سوم آن که چون این رفتارها ظالمانه بوده است، در واقع فاعل را خداوند قلمداد نموده و به او افترای ظلم نیز بسته است!
خلقت، اختیار و عمل : البته که خداوند متعال، خیر محض است و هر چه او خلق کرده خیر است و او هیچ موجود شرّی را نیافریده است؛ حتی ابلیس لعین، به لحاظ خلقت، شرّ آفریده نشده است؛ چنان که از شدت عبادت در مقام ملکوتیان جای گرفت. هیتلر، چنگیز، صدام و ... نیز شرّ آفریده نشدهاند، بلکه خودشان شرارت را انتخاب کردند.
خداوند متعال، انسان را در بهترین و نیکوترین ترازها و قوامهای بالقوه و بالفعل آفرید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ - همانا انسان را در نیکوترین اعتدالها نظامها آفریدیم.(سوره تین آیه 4)
از جمله کمالات در قوامها و اندازه ها، این است که به او روح عظیم داد - به او شنوایی و بینایی ظاهری و باطنی سمع و بصر داد - برای زندگی در دنیا، بدن و ملزوماتی چون نفس را در اختیارش قرار داد او را از موهبت عقل برخوردار نمود - و چون عقل به نور علم میبیند، دو کتاب خلقت و وحی را برایش گشود - لازمۀ عقل و کمالِ موهبت شده این است که از قوای اختیار و انتخاب نیز برخوردار باشد - و اختیار و انتخاب، جایی کارآیی دارد که دو یا چند راه وجود داشته باشد و آدمی بتواند برگزیند؛ مانند گزینش بین درست و غلط و یا حق و باطل.
پس، عدهای راه حق، حیات معقول، آدم شدن و صبغه الهی گرفتن را بر میگزینند؛ و عدهای به همان بدن حیوانی و شهوات حیوانی بسنده می کنند، و این خوی حیوانی، سبب درندگی آنها نیز میشود و این ظلم ها پدید میآیند.
نکتۀ مهم : بیتردید، معضل و شرّ اصلی جامعه بشری، اشخاصی چون: معاویه، یزید، شمر، خولی، چنگیز، هیتلر، صدام، اوباما، ترامپ، بایدن، ملکه الیزابت و ... نبوده و نیستند، چرا که اینها افراد و تنها هستند، بلکه مشکل اصلی،مردمانی هستند که در تابعیت ابلیس لعین وشیطان نفس خودشان، این ظالمان را حمایت کرده، نیرو و قدرت بخشیده و می بخشند.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
سیاق پرسش، بدینگونه که اگر خدا خیر مطلق است ...؛ سه خطا و انحراف بزرگ دارد: اول آن که در خیر محض بودن خدا تشکیک نموده است؛ و دوم آن که با نگاهی جبری، گناه تمامی جنایتکاران و گناهکاران عالَم رامتوجه خداوند سبحان نموده و او را مقصر دانسته است؛و سوم آن که چون این رفتارها ظالمانه بوده است، در واقع فاعل را خداوند قلمداد نموده و به او افترای ظلم نیز بسته است!
خلقت، اختیار و عمل : البته که خداوند متعال، خیر محض است و هر چه او خلق کرده خیر است و او هیچ موجود شرّی را نیافریده است؛ حتی ابلیس لعین، به لحاظ خلقت، شرّ آفریده نشده است؛ چنان که از شدت عبادت در مقام ملکوتیان جای گرفت. هیتلر، چنگیز، صدام و ... نیز شرّ آفریده نشدهاند، بلکه خودشان شرارت را انتخاب کردند.
خداوند متعال، انسان را در بهترین و نیکوترین ترازها و قوامهای بالقوه و بالفعل آفرید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ - همانا انسان را در نیکوترین اعتدالها نظامها آفریدیم.(سوره تین آیه 4)
از جمله کمالات در قوامها و اندازه ها، این است که به او روح عظیم داد - به او شنوایی و بینایی ظاهری و باطنی سمع و بصر داد - برای زندگی در دنیا، بدن و ملزوماتی چون نفس را در اختیارش قرار داد او را از موهبت عقل برخوردار نمود - و چون عقل به نور علم میبیند، دو کتاب خلقت و وحی را برایش گشود - لازمۀ عقل و کمالِ موهبت شده این است که از قوای اختیار و انتخاب نیز برخوردار باشد - و اختیار و انتخاب، جایی کارآیی دارد که دو یا چند راه وجود داشته باشد و آدمی بتواند برگزیند؛ مانند گزینش بین درست و غلط و یا حق و باطل.
پس، عدهای راه حق، حیات معقول، آدم شدن و صبغه الهی گرفتن را بر میگزینند؛ و عدهای به همان بدن حیوانی و شهوات حیوانی بسنده می کنند، و این خوی حیوانی، سبب درندگی آنها نیز میشود و این ظلم ها پدید میآیند.
نکتۀ مهم : بیتردید، معضل و شرّ اصلی جامعه بشری، اشخاصی چون: معاویه، یزید، شمر، خولی، چنگیز، هیتلر، صدام، اوباما، ترامپ، بایدن، ملکه الیزابت و ... نبوده و نیستند، چرا که اینها افراد و تنها هستند، بلکه مشکل اصلی،مردمانی هستند که در تابعیت ابلیس لعین وشیطان نفس خودشان، این ظالمان را حمایت کرده، نیرو و قدرت بخشیده و می بخشند.(ادامه دارد...)
- ۲۴۴
- ۱۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط