{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_دیدار دوباره_

_دیدار دوباره_
پارت(1)
+مامان من رفتم
-باشه برو
و از خونه رفتم بیرون وای چه شب باحالی بشه
سلام من ا.ت ام و ۱۶ سالمه ۲ ماهه که اومدیم سئول و من زیار اینجا رو نمیشناسم و الانم قراره با دوستم که ۸ ساله توی کره زندگی میکنه و اسمش هم اناهست بریم و بگردیم(عکس دوم اناست)
-ا.ت من اینجام
اوه اون اناست
+اوه دیدمت!
و دویدم سمتش
+سلام
-سلام!
و شروع کردیم به خندیدن(بدون دلیل خندیدن یه جور عادتِ برای ما)
+خوب من گشنمه کجا بریم غدا بخوریم؟
-من یه مغازه دوکبوکی این نزدیکی ها میشناسم بریم اونجا
+باشه
و شروع به رفتم به مقصد کردیم البته توی راه کلی حرف زدیم،کلی!
بچه ها اگه دوست دارین که ادامه این رمان رو هم بنویسم توی کامنتا بگید
عاشقتونمممممممممممم❤
دیدگاه ها (۰)

اسم سریال:دونده دوست داشتنی

اسم سریال:صد خاطرهبچه این سریال خوبه برم ببینم؟

تک پارتیویو آ.تامروز تولد لینا و جیونگ هستش و قراره بریم برا...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_4···به سمت اتاقم رفتم .لباسام رو پوشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط