{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب کتک کاری ست در ذهنم

هر شب کتک کاری ست در ذهنم

با شعرهایی که نمی گویم ؛

باور نمی کردم ولی انگار،

این شعـــر هم

دستِ بزن دارد . . .
دیدگاه ها (۴)

گردن کروکودیل ها را میشکنمشاخ به شاخ می شوم با گوزن های نربگ...

کفشای کتانی ام را پوشیده ام ,راه اُفتاده ام در خیابانی که کا...

راستش را بخواهیبانوامروزاتفاق خاصی رخ ندادفقط حدود عصربارانی...

غم نویس نیستم ...فقط گاه و بی گاه ،آب و هوای دل را مکتوب میک...

چه کنم

آخرشو گوش دادی؟این شعر حکایت من و ماست انگارمن و مایی که هیچ...

*با خود آورد به هنگامه عزیزانش رابر سر دست گرفته‌ست نبی جانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط