{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌸 رمان ستاره شکسته 🌸 بخش پنجم.....اززبون جیون وایون......

🌸 رمان ستاره شکسته 🌸 بخش پنجم.....اززبون جیون وایون......بچه ها کامنت یادتون نره وبخونین👇 👇

⭐ ️جیون⭐ ️
-هرکدومتون باید تا اخر هفته یه اهنگ بنویسید!یه اهنگ غمگین...یه چیزی که بتونه احساسات رو تحریک کنه...چه می دونم دیگه خودتون خوب بلدید...ازحالا هم می تونید شروع کنید...
☆☆☆☆
رو صندلی محوطه پارک کمپانی نشسته بودم خووووب چه اهنگی؟؟؟چه ترانه ای؟؟نمی دونم چرا اما هیچی به ذهنم نمی رسه😐

⭐ ️ایون⭐ ️
تو اتاق نشسته بودم و سرگرم ترانه و اهنگ جدید بودم که در باز شد و کیوری با عجله اومد تو . اومد کنارم نشست و گفت:ایووون بگو چی شده،؟؟؟ با تعجب نگاش کردم و گفتم:خدایا!چی شده؟؟؟؟کیوری لبخندی زد و گفت:فردا گروه 4EsR میان کمپانی!!واسه همیشه!دیگه اینجا اقامت دارن!!نگامو ازش گرفتم و با بیخیالی گفتم :خوب این کجاش انقدر داد و هوار داره؟؟؟کیوری لبخندی زد و گفت:اونجاش که اتاقاشون دقیقا روبه روی اتاقای مآاااس!!!!🙊
یه لحظه تا مرز سکته رفتم چییییی؟؟؟؟چرا باید اتاقشون دقیقا همین ساختمون و بدتر رو بروی اتاق ما باشه؟؟جا قحطیه؟؟برن یه جا دیگه لنگر بندازن!آخ مخصوصا اون روباه سیاهشون اون سایمی دراز !!!یعنی اگه خدا این بدبختی رو نصیبم کنه و اتاقش روبه روی اتاقم باشه خودمو حلق اویز می کنم...اییییی اصلا نمی تونم تحملش کنم پسره نچسب!با حرص به کیوری نگاه کردم و گفتم:به درک!
‌‌☆☆☆☆☆
هممون منتظر بودیم ببینیم اتاقاشون کدوماس داشتم سکته می کردم اونا گروهشون ۵ نفره بود و یه اتاقشون میشد ۳ نفره! سه تاشون معلوم شدن و سایمی و تایلور موندن واسه اتاق روبرویی ما!نههههههههههههه امکان نداره من نمی زاارم! با التماس به مدیر نگاه کردم و گفتم:مدیییییر جونم ! مدیر نگاه خشم الودی بهم کرد و گفت:چیه؟؟
اوه اوه امروز از اون روزاس که اصلآآ نمیشه ازش چیزی خواست سرمو انداختم و گفتم:هیچی...
☆☆☆☆☆
ازعصبانیت داشتم می ترکیدم ... انقدر تو اتاق اومدم و رفتم پاهام درد گرفته بود ... ای خدا من چقدر بدبختم! تو فکر بودم که چند ضربه به در خورد ...یعنی کیه؟رفتم و در رو باز کردم . یا خدا!این اینجا چیکار داره؟چشمای عسلی خوشرنگشو بهم دوخت و درحالی که دستاش تو جیبش ژست خاصی رو به وجود اورده بود گفت:اومدم باهات حرف بزنم! ابرویی بالا انداختم و مغرورانه گفتم:اگه اومدی معذرت خواهی کنی باید بگم بخششی درکار نیست! هنوز جملم تموم نشده بود که پقی زد زیر خنده. هر هر رو آب بخندی ...بالاخره خندش تموم شد و گفت:هه من؟؟از تو؟؟معذرت بخوام؟؟؟حتی تو خوابم نمیبینی! با حرص گفتم:پس چیه عین مجسمه ابولهول جلو در اتاقم سبز شدی؟؟ یکم سرشو اورد جلوتر و اخمی کرد و جدی گفت:می خوام به این جنگ اعصاب خاتمه بدی و قبول کنی اشتباه از تو بود !! کمی نگاهش کردم...چی؟؟این می خواد من معذرت خواهی کنم؟؟؟چیییی؟؟هه !! تو چشاش نگاه کردم و محکم گفتم:اصلاااا و ابداا!!!حتی تو خوابم نمیبینی!سرشو برد عقب تر و گفت:خوددانی!ما حالا دیگه تقریبا هم اتاقی محسوب میشیم!واسه خودت گفتم وگرنه واسه من فرقی نمی کنه خانم کوچولو! تا خواستم چیزی بگم پوزخندی زد و از کنارم رد شد...ایییی پسره بی شعوووور! خودشو واسه من می گیره بچه پررو!ایییییش😤
با عصبانیت در اتاقو کوبیدم و رفتم رو تخت ولو شدم...دارم برات اغا سایمی!دارم برات...☆☆☆☆☆☆☆
⭐ ️جیون⭐ ️
-وای جیون! بالاخره کی اشتی می کنید!واقعا عجیبه که سه هفته اس تو روی هم نگاه نکردین!!!
به بورام نگاه کردم و درحالی که بازی می کردم گفتم:نگاه که کردیم...حرفم زدیم...اما نه مثل آدم... بورام وزیرشو اورد و به اسبم زد و اسبمو کشت و گفت:جیون!این مسخره بازی رو تمومش کنید!الان این گروه 4EsR هم اومدن و از شانس بد ما اتاق های روبه رویی ما اقامت دارن!بعد این حال و روز شما دوتا که به اسم هم قصم می خوردین رو ببینن بنظرت چی میگن بهتون؟؟؟ سربازمو به خونه بردم جلو و گفتم:می گن....چی میگن... بورام عصبی شد و گفت:میگن خاک بر سر مغرور جفتتون کنن!!!!!☆☆☆☆☆☆
⭐ ️ایون⭐ ️
ایییی امشب چرا خوابم نمیبره....به ساعت نگاهی انداختم وای ساعت ۳ بود و من هنوز نخوابیده بودم...از جام بلند شدم احساس گرسنگی زیادی کردم...ای خدا حالا چیکار کنم...پلیوری پوشیدم و از اتاق زدم بیرون.خودمم نمی دونستم دارم کجا میرم...رفتم تو تراز و رو یکی از صندلی ها نشستم...چن دقیقه نگذشته بود که یهو یکی گفت:چرا هنوز نخوابیدی؟؟؟؟برگشتم و گوشه ی تراز سایمی رو دیدم که با ژست خاص و جذابی کف تراز نشسته بود و دا
دیدگاه ها (۱۲)

ﻧﻈﺮ همیشگی جیون ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﺮﻓﻬﺎی ﻣﻨﻄقی ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ :.......|....زر...

🌹 رمان ستاره ی شکسته🌹 بخش ششم....اززبون جیون وایون بخونین......

🍁 رمان ستاره شکسته🍁 بخش چهارم....بخونین و کامنت بزارین اجیا ...

دااااااالییی سییییلام کسی هستتتتت؟

p10ویو تهیونگ:رفتم داخل خون به مغزم نرسید رفتم دست بورام رو ...

P⁶فیلیکس: اول اسمش چیه بورام : ج فیلیکس: آخر اسمش بورام : ک...

تک پارتی از شوگا ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی و طبق معمول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط