{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟
 
دل پر از شوق رهایی‌ست، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم
 
چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن‌ها دارم
 
با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟
 
چیزی از عمر نمانده‌ست، ولی می خواهم
خانه‌ای را که فروریخته برپا دارم
دیدگاه ها (۶)

بمان عاشق بمان معشوق دیرینمبمان عاشق بمان ای عشق شیرینمگل مر...

چرا با من نمیسازی توای دنیای وارونه؟چرا هیچی تو این روزا با ...

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

غزل چکیده بر لبم..دوباره هم برای تودوباره واژه میشوم..دوباره...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط