{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥
⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 125・⁠]⁠ᕗ

با خنده و به زور خودش رو جدا کرد و گفت : هی هی..خانوم من...تو
این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟
با بغض نگاش کردم و گفتم : دلم برات تنگ شده بود.
خندید و موهام رو نوازش کرد و گفت : فردا این جدایی تموم میشه.
سریع گفتم : پس فردا.
چشماش رو تنگ کرد و گفت : چی؟
اب دهنم رو قورت دادم و پردرد گفتم : یه سری از چیزهای عروسی
آماده نیست و...و. بابا گفت عروسی رو بندازیم پس فردا
تو یه لحظه تصمیم گفتن این دروغ بزرگ رو گرفتم تا فردا جونگکوک
سر نرسه
جونگکوک جدی و کمی توهم نگام کرد و گفت : او... باشه...
اشک تو چشمم حلقه زد. لبم رو گاز گرفتم که نبارم دستی روی سرش کشیدم قیافه اش رو کمی جمع کرد.
با بغض گفتم : سرت چی شده؟
جونگکوک : نمیدونم...فک کنم تو جنگل به جاایی خورد. چند لحظه ای
بیهوش شده بودم گمانم
چشمام رو بستم و لرزون گفتم : الان خوبی؟
جونگکوک : اره..کاملا...
همه بدنم لرزید و بی طاقت دوباره بوسیدمش
تند و بی وقفه اولش خندید و بعد همراهیم کرد.
زندگی داشت روی بدی رو بهم نشون میداد و من..من میخواستم
خودم اداره بخشیش رو به دست بگیرم
دستم رو نرم و پر عطش روی سینه جونگکوک کشیدم و یقه اش رو
گرفتم.
همونجور که بی وقفه لباش رو میبوسیدم یقه اش رو کشیدم و تا
پایین راه پله اتاق خوابش رفتیم.
لبم رو جدا کردم و در حالیکه دستش رو میکشیدم از راه پله بالا
رفتم.
جونگکوک : هی... خانومی.. چته؟
لبام رو روی لباش گذاشتم و تند بوسیدمش تند.گرم پر خواهش
اره...میخواستمش...
شاید فردا به اسم مال توماس بشم اما روح و جسمم متعلق به
جونگکوکه باید باشه
دستم رو بردم سمت دکمه پیرهنش و دوتاش رو باز کردم
سریع دستام رو گرفت و لبش رو جدا کرد با نفس نفس و بي طاقت نگام کرد.
جونگکوک : کریستینا... تو... چته؟ چیکار میکنی؟ خوبی؟
دستم رو روی سینه اش کشیدم و گفتم : میخوامت
زل زد تو چشمم و لبخندی رو لبش اومد و دستش رو دور کمرم
سفت تر کرد و منو بیشتر به خودش چسبوند
دیدگاه ها (۲)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 127・⁠]⁠ᕗمن مال جونگکوکم تا ه...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 124・⁠]⁠ᕗگریه ام بلند تر شد. ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 123・⁠]⁠ᕗداداش عزیزم داشت سعی...

جادوی عشق ۳ part بينيمو اروم بالا کشیدم و تند دست به چشمم کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط