Fate is predetermined
part: 63
جونگکوک با چهره پوکر به الیزا زول زده بود و با چنگال مقداری دیگه از غذا خورد
الیزا که معذب شده بود از نگاه های جونگکوک نگاه چپ چپی از سر تا پای جونگکوک انداخت
+:چیه؟
جونگکوک چنگال رو اورد بالا و جلوی الیزا گرفت و شروع کرد به حرف زدن" باورم نمیشه چندین سال اشپزخونم سالم موند بعد تو یه شبه گند زدی بهش"
+:وای محض رضای خدا ول کن دیگه...پیش میاد انقد گیر نباش
جونگکوک چیزی نگفت و باز با قیافه پوکر لقمه ای از غذا خورد
+:انقد بدبخت شدم که یه مدیر پولدار سرد مغرور داره بهم تیکه میندازه
جونگکوک لبخندی زد و با تمسخر شروع کرد به حرف زد " اووو من پولدار سرد مغرورم؟"
+:دقیقن
جونگکوک به صندلی تکیه داد" میدونی که خودتم فقط به ظاهرت متکی هستی دیگه؟"
الیزا پوزخندی زد " آهااا یعنی فقط بخاطر ظاهرم محبوبم؟"
جونگکوک اصلاح کرد" نه پاریسین من نگفتم محبوبی...نمیدونم هستی یا نه ولی به ظاهرت متکی ای"
+:الان مشکلت چیه؟
-:مشکلم تویی
+:میدونی چیه جونگکوک؟
-:هوم؟
الیزا لبخندی زد و به سمت جونگکوک خم شد" میتونی بخاطرش گریه کنی!"
بعد هم الیزا بلند شد و به سمت اتاقش رفت و در کوبید
جونگکوک هم چشم هاش رو توی حدقه چرخوند و نفس عمیقی کشید
جونگکوک با چهره پوکر به الیزا زول زده بود و با چنگال مقداری دیگه از غذا خورد
الیزا که معذب شده بود از نگاه های جونگکوک نگاه چپ چپی از سر تا پای جونگکوک انداخت
+:چیه؟
جونگکوک چنگال رو اورد بالا و جلوی الیزا گرفت و شروع کرد به حرف زدن" باورم نمیشه چندین سال اشپزخونم سالم موند بعد تو یه شبه گند زدی بهش"
+:وای محض رضای خدا ول کن دیگه...پیش میاد انقد گیر نباش
جونگکوک چیزی نگفت و باز با قیافه پوکر لقمه ای از غذا خورد
+:انقد بدبخت شدم که یه مدیر پولدار سرد مغرور داره بهم تیکه میندازه
جونگکوک لبخندی زد و با تمسخر شروع کرد به حرف زد " اووو من پولدار سرد مغرورم؟"
+:دقیقن
جونگکوک به صندلی تکیه داد" میدونی که خودتم فقط به ظاهرت متکی هستی دیگه؟"
الیزا پوزخندی زد " آهااا یعنی فقط بخاطر ظاهرم محبوبم؟"
جونگکوک اصلاح کرد" نه پاریسین من نگفتم محبوبی...نمیدونم هستی یا نه ولی به ظاهرت متکی ای"
+:الان مشکلت چیه؟
-:مشکلم تویی
+:میدونی چیه جونگکوک؟
-:هوم؟
الیزا لبخندی زد و به سمت جونگکوک خم شد" میتونی بخاطرش گریه کنی!"
بعد هم الیزا بلند شد و به سمت اتاقش رفت و در کوبید
جونگکوک هم چشم هاش رو توی حدقه چرخوند و نفس عمیقی کشید
- ۹۳۱
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط