من مرد تنهای شبم مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم مهر خموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام دل از همه گسسته ام
تنهای تنها غمگینو رسوا تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم
من مرد تنهای شبم مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم
من مرد تنهای شبم مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر لبم
من مرد تنهای شبم مهر خموشی بر لبم
دیدگاه ها (۵۴)

فردا فردا کردن

#دلنوشت #تکست #استوری #شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص#زیبا #خاص #...

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

(وقتی روت حساس بود و...)

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

پارت ۵۳

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

My lovely neighbor part : 71

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط