{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتــے بچه بودم

وقتــے بچه بودم
میگفتند
هر وقت به تنهایی توانستی
بند کفشهایت را ببندی
بزرگ شده ای...
امـــا
من به فرزندم خواهم گفت
هر وقت از بخشیدن کفشهایت
به انسان پابرهنه ای
خوشحال شدی،
بزرگ شده ای....
دیدگاه ها (۳)

کاش اینگونه بمانم که "مرگ محبت،مرگ من است"ابراهیم میثاق...

هرکی طرفدارشه لاااااااایک....

در آخر،روزی زیرِ آوارِ دلتنگی،جان خواهم داد.نه از سرِ ضعف،از...

لیلیوم را دوست داشتم،شاید چون شبیه بعضی آدم‌هاست؛زیبا، لطیف ...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

سناریو

~ کوچولوی دوست‌داشتنی ما،مکنه‌ی نازِ بنگتن، یه روزی یه پسر ک...

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط