{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bleeding heart

Bleeding heart ⁴
بدون مقدمه دستگیره در و کشید و بازش کرد. اتاق فقط جای دونفر بود ولی چهارتا دختر دیگه هم بودند. یه دختر با موهای بلند و خرمایی و چشمای گریون روی زمین افتاده بود و دوتای دیگه روی تخت هاشون نشسته بودن و میخندیدن و یکی دیگه هم یکی از پاهاش و روی صورت دختر گذاشته بود و تحقیرش میکرد.

جِین از بچگی از قلدر ها متنفر بود. رفت جلو موهای دختر و گرفت و عقب پرتش کرد که بقیه مجبور شدن بگیرنش. سمت دختر مو خرمایی رفت و بلندش کرد. دختر مو خرمایی با ناباوری و سپاس به جِین خیره شده بود.

"اینجا چه خبره؟ باهاش چیکار دارین؟"

وقتی برگشت به دخترای قلدر نگاه کرد متوجه شد همونایی هستند که دم مدرسه دیده بود.

هانا دختری که موهاش کشیده شده بود با عصبانیت سمت جِین رفت و جیغ زد "دلت کتک میخواد؟"

جِین خندید و گفت "مثلا میخوای چه غلطی کنی؟ پاهای و قلقلک بدی؟"

هانا با صورت سرخ شده از تحقیر موهای کوتاه و لخت جِین و گرفت و سرش و به پشت هدایت کرد. جِین فقط با چشمای خمار و پوزخند تمسخر بهش خیره شده بود. هانا که جلوی نگاهش آب شده بود ولش کرد و گفت "حیف که وقت ناهاره وگرنه کله مصريت و میکندم"

بعد از رفتن اونا. جِین برگشت سمت دختر مو خرمایی "اسمت چیه؟"
دختر با لکنت و تردید گفت "آ..آنا"
جِین گفت: "خب آ..آنا بیا بریم وقت ناهاره"
وقتی خواست بره آنا جلوش و گرفت "با این لباسا میخوای بری؟"
دیدگاه ها (۰)

Bleeding heart part⁵"لباسام چشه؟"آنا نفس کلافه ای کشید "خیلی...

نظرتون راجب فیک؟؟؟😶‍🌫️

اهنگ بسه دیگه

𝓑𝓵𝓮𝓮𝓭𝓲𝓷𝓰 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽 𝓹𝓪𝓻𝓽 28:30 amبا صدای لعنتی آلارمش بیدار شد. چ...

#۱۲#JIMIN لبخند هانا رو دوباره دیدم و بار هم نیشخند زدم و دس...

۸#۱۳جیمین همونطوری لبای هانا رو تسخیر کرده بودو ازطعم شیرین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط