{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت [64]


خلاصه اره پیش کوک زندگی میکردن و ددساشون تموم شد دختر تهیونگ تویه شرکت بزرگ سحام داشتو پسره تهیونگم تشکیل خانواده دادو و دکتر بود....






<پایان>


میدونم اخرش چرت بود معذرت میخوام که فیک بد شد خعلی چرت بود حال توضیحم نداشتم آیم ساری واقعا معذرت میخواد بد شد😂و ارع هه سو تهیونگو کشت و پولاشو بالا کشید و بچهاشو از خونه پرت کرد بیرون😑
دونفر حدس زده بودن😂
دیدگاه ها (۱۶)

گایز فصل دوشو بنویسم‌؟؟😂

پارت [32]شوگا:خب بچها حرکت کنیم بریم دیگه؟جیمین:اره من رانند...

پارت [63]خدافظی کردن و رفتن.....رفتن خونه همچیو دختر تهیونگ ...

پارت[62]سوجون:عوا درو باز کردسلام تعظیم...تهیونگ:سلام دخترم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط