{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگرانم!

نگرانم!
برای روزهایی که می آیند
تا از تو تاوان بگیرند و تو را مجازات کنند!
نگرانم!
برای پشیمانی ات، زمانی که هیچ سودی ندارد!
نگرانم!
برای عذاب وجدانت، که تو را به دار می کشد وُ می کُشد!
روزگاری رنج تو رنجم بود
اما روزها خواهند گذشت...
و تو
آری تو
آنچه را به من بخشیدی
از دست دیگری باز پس خواهی گرفت!
و آنچه که من به تو بخشیدم، هیچگاه نخواهی یافت!
اسم تو، صورت تو، و یاد تو
تنها این چیز ها را بخاطر من می آورد:
دروغ و دورویی و ذلت ...
عزیزم!
تو یک دوست را از دست دادی ... !
دیدگاه ها (۶)

راستی ادکلن Lui به تنت می آید...من عجیب حس می کنم وابسته ات ...

حال من و توحال عقربه های ساعتی استکه مدام از پی هم می دوندتا...

رسیده‌ام به تواما هنوز دلتنگ‌اَم!انگار به اشتباه،جای طلوعدر ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،و طوری جزیات ...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط