Forest Vampire
Forest Vampire
Part 15
ویو ا/ت. وقتی مراسم تموم شد همه دوباره به همون عمارت زیر زمین برگشتیم توی راه من همش، به صاحاب ون چهره فکر میکردم ون چهره خیلی برام آشنا بود مطمنم یه جایی دیدمش، ولی کجا؟
مراقبا و رهنما های اردوگاه؟ نه بابا اگع ونا انقد خوشگل بودن بچه ها از سر و کولشون بالا میرفت ون دوتا نگهبان ون شب؟ واستا من که اصلا چهره ون دوتا نگهبان رو ندیدم فقط صداشونو شنیدم اما صدای ون مرد اصلا هیچ شباهتی با نگهبانا نداشت پس......
امکان نداره ون مردی که تو جنگل کمکم کرد ون........ ون فرمانروای اینجاس اما سوال اینجاس ون چطور کمکم کرده که خودم متوجه نشدم چرا وقتی بیدار شدم و خودمو تو آیینه دیدم. جای دندون نیش روی گردنم بود درحالی که من مطمنم تو جنگل گردنم به هیچ چیزی نه خورده نه گزیده شده دارم دیونه میشم یعنی یه فرمانروا منو نجات داده؟
ون فرمانروای چیه؟ چرا صورتش مثل برف سفید و لباش مثل خون؟ این ویژگی ها اصلا برای یه آدم عادی نیست چهره ون مثل یه خون آشامه.......... چی... خو.... خون آشام.. جای دندون های، نیش روی گردنم وای نه امکان نداره نه ونا وجود ندارن اگه ون خون اشام باشه یعنی من الان دقیقا وسط چند صد خون آشام و اسکلت سخن گو و گرگینه ام؟؟
واییی نه من چطور برم بیرون باید برم باید برمممم و تند تند توی ون عمارت که چه بگم یه شهر زیر زمینی دوییدم چند بار خوردم به چند تا از خون آشام ها و جیغ میزدم و فرار میکردم تقریبا همه نگاه ها رو من بود که یهو وقتی داشتم میدوییدم حس کردم چیزی منو لای یک پارچه کرد و بعد سریع هلم داد عقب اما ........ من ون لحظه دیگه تو عمارت نبودم تو یه اتاق کوچک و نسبتا تاریک و سرد که پر از وسایل عجیب و غریب بود ظاهر شدم نگاهمو چرخوندم و همون مرد خون آشام که ردز تاج گذاریش بود رو دیدم.........
ا/ت. ت..... تو چی هستی از من چی میخای ولم کن برم ( تقلا کرد که در اتاق و باز کنه اما در حتی یک ذره ام تکون نخورده چه برسه به اینکه باز بشه
جونگ کوک. هز چقدر میخای زور بزن ون در باز نمیشه
ا/ت. ولم کن برم تو کی هستی؟ (تقریبا بلند و ترس
جونگ کوک چند قدم به سمت ا/ت رفت و همزمان با جونگ کوک ا/ت عقب میرفت
جونگ کوک. من همونی ام که تو مراسم چهار چشمی زل زده بودی بهش
ا/ت. فرمانروا؟ تو فرمانروای چی هستی؟ چرا منو اورذی اینجا؟
جونگ کوک. من فرمانروای همه خون آشام ها و موجودات ون بیرونم.........
ادامه دارد.....
Part 15
ویو ا/ت. وقتی مراسم تموم شد همه دوباره به همون عمارت زیر زمین برگشتیم توی راه من همش، به صاحاب ون چهره فکر میکردم ون چهره خیلی برام آشنا بود مطمنم یه جایی دیدمش، ولی کجا؟
مراقبا و رهنما های اردوگاه؟ نه بابا اگع ونا انقد خوشگل بودن بچه ها از سر و کولشون بالا میرفت ون دوتا نگهبان ون شب؟ واستا من که اصلا چهره ون دوتا نگهبان رو ندیدم فقط صداشونو شنیدم اما صدای ون مرد اصلا هیچ شباهتی با نگهبانا نداشت پس......
امکان نداره ون مردی که تو جنگل کمکم کرد ون........ ون فرمانروای اینجاس اما سوال اینجاس ون چطور کمکم کرده که خودم متوجه نشدم چرا وقتی بیدار شدم و خودمو تو آیینه دیدم. جای دندون نیش روی گردنم بود درحالی که من مطمنم تو جنگل گردنم به هیچ چیزی نه خورده نه گزیده شده دارم دیونه میشم یعنی یه فرمانروا منو نجات داده؟
ون فرمانروای چیه؟ چرا صورتش مثل برف سفید و لباش مثل خون؟ این ویژگی ها اصلا برای یه آدم عادی نیست چهره ون مثل یه خون آشامه.......... چی... خو.... خون آشام.. جای دندون های، نیش روی گردنم وای نه امکان نداره نه ونا وجود ندارن اگه ون خون اشام باشه یعنی من الان دقیقا وسط چند صد خون آشام و اسکلت سخن گو و گرگینه ام؟؟
واییی نه من چطور برم بیرون باید برم باید برمممم و تند تند توی ون عمارت که چه بگم یه شهر زیر زمینی دوییدم چند بار خوردم به چند تا از خون آشام ها و جیغ میزدم و فرار میکردم تقریبا همه نگاه ها رو من بود که یهو وقتی داشتم میدوییدم حس کردم چیزی منو لای یک پارچه کرد و بعد سریع هلم داد عقب اما ........ من ون لحظه دیگه تو عمارت نبودم تو یه اتاق کوچک و نسبتا تاریک و سرد که پر از وسایل عجیب و غریب بود ظاهر شدم نگاهمو چرخوندم و همون مرد خون آشام که ردز تاج گذاریش بود رو دیدم.........
ا/ت. ت..... تو چی هستی از من چی میخای ولم کن برم ( تقلا کرد که در اتاق و باز کنه اما در حتی یک ذره ام تکون نخورده چه برسه به اینکه باز بشه
جونگ کوک. هز چقدر میخای زور بزن ون در باز نمیشه
ا/ت. ولم کن برم تو کی هستی؟ (تقریبا بلند و ترس
جونگ کوک چند قدم به سمت ا/ت رفت و همزمان با جونگ کوک ا/ت عقب میرفت
جونگ کوک. من همونی ام که تو مراسم چهار چشمی زل زده بودی بهش
ا/ت. فرمانروا؟ تو فرمانروای چی هستی؟ چرا منو اورذی اینجا؟
جونگ کوک. من فرمانروای همه خون آشام ها و موجودات ون بیرونم.........
ادامه دارد.....
- ۷.۵k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط