Forest Vampire
Forest Vampire
Part 14
ویو ا/ت. همچنان به ون مرد نگاه میکردم که چند تا از همون افرادی که پشت سرش ومدن نزدیکش شدن و شنل ون مرد رو از دورش جمع کردند و روی شونه هاش انداختن یه لباس خیلی قشنگ تنش بود انگار یه شاهزاده با وقاره
( لباس جونگ کوک اسلاید اول و دومی هم لباسیه که ا/ت باهاش به ون جنگل رفت و الانم باهمون لباس ها هست)
محو لباسش بودم که اروم اروم سرش رو بالا اورد و به جمعیت نگاه کرد خیلی چهرش آشنا بود من این چهره رد کجا دیدم موهای لخت و سیاه صورت رنگ پریده و لبای مثل خون سرخ....
چند لحظه بهش خیره شدم تا یادم بیاد وقتی نگاش میکردم احساس میکردم ونم داره نگام میکنه ولی به روی خودش نمی اورد همچنان داشتم به چهرش نگاه میکردم که همون مردی که تو ون عمارت قشنگ حرف میزد دوباره ومد و جلوی ون مرد شنل دار ایستاد ون اول به سمت ما تعظیم کرد و گفت....
مرد. از همه شما مهمانان برای وردوتون به مراسم تاج گذاریه شاهزاده جونگ کوک آخرین شاهزاده فرمانروا جانگ سو یان ممنونم امروز شاهزاده جونگ کوک به عنوان فرمانروای ما و با انتخاب قلب جنگل اعلام میکنم شاهزاده جونگ کوک آیا شما در برابر قلب جنگل سوگند یاد میکنید که از تمامی ما حفاظت کنید؟
جونگ کوک. سوگند میخورم که از تمامیه مردمم به خوبی حفاظت کنم (صدای راسا و مصمم
( مرد. لبخند کم رنگی زد و به سمت جونگ کوک برگشت و تاج رو برداشت و روی سر جونگ کوک گذاشت و بعد کمی عقب رفت و جلوی ون زانو و بعد سجده کرد و گفت...
مرد. درود بر فرمانروا جئون
(ادمین. و بعد همه همون کار رو کردن و ا/ت هم کلا گیج شده بود فقط مثل یه ربات حرکات بقیه رو تکرار می کرد بدون اینکه چیزی بگه کم کم مراسم تاج گذاری تموم شد و همه به عمارت بر گشتن و شروع کردن به خوردن و نوشیدن و خوشگذرونی و ا/ت وسط ون عمارت ایستاده بود هنوز تو فکر ون چهره بودم و کم کم صاحب ون چهره یادش ومد و.......
ادامه دارد......
Part 14
ویو ا/ت. همچنان به ون مرد نگاه میکردم که چند تا از همون افرادی که پشت سرش ومدن نزدیکش شدن و شنل ون مرد رو از دورش جمع کردند و روی شونه هاش انداختن یه لباس خیلی قشنگ تنش بود انگار یه شاهزاده با وقاره
( لباس جونگ کوک اسلاید اول و دومی هم لباسیه که ا/ت باهاش به ون جنگل رفت و الانم باهمون لباس ها هست)
محو لباسش بودم که اروم اروم سرش رو بالا اورد و به جمعیت نگاه کرد خیلی چهرش آشنا بود من این چهره رد کجا دیدم موهای لخت و سیاه صورت رنگ پریده و لبای مثل خون سرخ....
چند لحظه بهش خیره شدم تا یادم بیاد وقتی نگاش میکردم احساس میکردم ونم داره نگام میکنه ولی به روی خودش نمی اورد همچنان داشتم به چهرش نگاه میکردم که همون مردی که تو ون عمارت قشنگ حرف میزد دوباره ومد و جلوی ون مرد شنل دار ایستاد ون اول به سمت ما تعظیم کرد و گفت....
مرد. از همه شما مهمانان برای وردوتون به مراسم تاج گذاریه شاهزاده جونگ کوک آخرین شاهزاده فرمانروا جانگ سو یان ممنونم امروز شاهزاده جونگ کوک به عنوان فرمانروای ما و با انتخاب قلب جنگل اعلام میکنم شاهزاده جونگ کوک آیا شما در برابر قلب جنگل سوگند یاد میکنید که از تمامی ما حفاظت کنید؟
جونگ کوک. سوگند میخورم که از تمامیه مردمم به خوبی حفاظت کنم (صدای راسا و مصمم
( مرد. لبخند کم رنگی زد و به سمت جونگ کوک برگشت و تاج رو برداشت و روی سر جونگ کوک گذاشت و بعد کمی عقب رفت و جلوی ون زانو و بعد سجده کرد و گفت...
مرد. درود بر فرمانروا جئون
(ادمین. و بعد همه همون کار رو کردن و ا/ت هم کلا گیج شده بود فقط مثل یه ربات حرکات بقیه رو تکرار می کرد بدون اینکه چیزی بگه کم کم مراسم تاج گذاری تموم شد و همه به عمارت بر گشتن و شروع کردن به خوردن و نوشیدن و خوشگذرونی و ا/ت وسط ون عمارت ایستاده بود هنوز تو فکر ون چهره بودم و کم کم صاحب ون چهره یادش ومد و.......
ادامه دارد......
- ۷.۹k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط