{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forest Vampire

Forest Vampire
Part 16





ا/ت. پ.. پس حدسم د.. درست بود... این جای... دندون نیش روی گردنم کار.. توعه. (مضطرب
جونگ کوک. اره کار منه
ا/ت.پ..... پس چرا منو نکشتی؟ چرا اوردیم؟ (ترس و اروم
جونگ کوک. چون از طعم خونت خوشم ومد گرم و شیرین و جوشان ( با لحن ترسناک
ا/ت. چند قدم عقب رفت که خورد به در
ا/ت. ب.... برو. عقب... نیا جلو.. (ترس
جونگ کوک. اینجا مال سرزمین منه چرا باید به حرف یه ادمیزاد گوش کنم ( سوالی و جوری که ا/ت بترسه
ا/ت............. ولم کن............ میخام...........میخام.. برم (اروم و ترس
جونگ کوک. نمیزارم (پوزخند
ا/ت..... چرا.. ؟
جونگ کوک. چون میخام ذره به ذره خونتو بخورم (لحن ترسناک
ا/ت..... اگه..... اگه میخاستی همشو بخور.. ی...... باید...... باید...... همونجا تو جنگل...... میخوردی...... چرا.... همو ... همون موقع...... نخوردی.... (ترس
جونگ کوک. چرا باید به یه ادمیزاد بگم میخام چیکار کنم از همتون متنفرم موجودات خربکار رو مخ
جونگ کوک. به زودی تا قطره اخر خونتو میخورم نمیخاد نگران باشی (پوزخند
ا/ت. از ترس داشت نفس نفس میزد و بغض کرده بود انگار الان بود که گریه اش بگیره
جونگ کوک. چهره ترسیده و بغض دار ا/ت و دید و پوزخند زد ( انقد ازم میترسی البته بایدم بترسی ( لحن ترسناک
جونگ کوک. شما ادما برادر ها و پدر منو کشتین و من از تک تکتون انتقام میگیرم اینو مطمن باش بچه (مصمم
ا/ت. بغض توی گلشو سنگینی میکرد دلش میخاست گریه کنه اما انگار چیزی توی وجودش مانع سرازیر شدن دونه های اشکش روی صورت ترسیده اش شده بود
جونگ کوک. امم اما نه همه خونتو یهو نمبخورم ذره ذره اروم اروم طوری که بدنت انقد بیجون بشه که دیگه حتی یه قطره خونم تو بدنت نباشه
ا/ت. با ترس به چشمای سیاه و درشت پسر خیره شده بود
جونگ کوک. سرشو اورد نزدیک صورت ا/ت (عاشق وقتاییم که ادما ازم میترسن و با ترس بهم خیره میشن به زودی دوباره طعم خونتو میچشم پس حواست به خودت باشه یه وقت گرگینه ها تیکه پارت نکنن (پوزخند زد و یکم عقب رفت
جونگ کوک. میخاست در رو باز کنه و بره بیرون اما ایستاد و برگشت سمت ا/ت و گفت.....
جونگ کوک. اگه ون قدر نترس بودی که جرعت کردی از این اتاق بیای بیرون عین خفاش ها خودتو به در دیوار نزن جیغم نزن خوشم نمیاد بقیه فکر کنن یه روانی رو به مراسم تاجگذاریم دعوت کردم.

(ادمین. جونگ کوک اینو گفت و رفت و درم پشت سرش بست و دختر بیچاره رو توی یه اتاق تاریک و سرد تنها گذاشت دختر بیچاره از ترس همونجا نسشت اروم اروم هق میزد و زانو هاشو بغل گرفت و با خودش گفت...
ا/ت. یعنی اخر زندگی من باید همین قدر پست و حقیر باشه.......؟





ادامه دارد........
دیدگاه ها (۷)

Forest VampirePart 17ویو ا /ت. وقتی رفت همونجا نشستم و اروم ...

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 24ادمین. تهیونگ و افرادش به ا...

Forest VampirePart 15ویو ا/ت. وقتی مراسم تموم شد همه دوباره ...

Forest VampirePart 14ویو ا/ت. همچنان به ون مرد نگاه میکردم ک...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط