در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که دراندیشه ی دریا
افتادم وباید بپذیرم که بمیرم
یاچشم بپوش از منو از خویش برانم
یاتنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
شعر از:فاضل نظری
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که دراندیشه ی دریا
افتادم وباید بپذیرم که بمیرم
یاچشم بپوش از منو از خویش برانم
یاتنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
شعر از:فاضل نظری
- ۴.۷k
- ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط