آیینه/درد/بغض/کمی پیچ و تــــاب/ اشک
آیینه/درد/بغض/کمی پیچ و تــــاب/ اشک
ظلمت/نگاه/خاطره ی یک سراب / اشک
یک باره انفجار : غروری کــــــــــــه پوچ شد
پرسش : چرا شکسته شدی؟یک جواب: اشک
پروانه/شعله/چرخ زدن/ناگهـــــــــــان جنون
شاعر:نگاه غرقه به خون/شعرناب : اشک
حالا کنــار پنجره زل می زند به شب
اینک طلوع تیـــره ترین آفتاب : اشک
فریاد می زندکه دگر سوختم بس است
لا لای لای کــــودک دردم بخواب اشک !
خاموش می شود که غزلخوان شود سکوت
شاید بـــــــــه این بهانــه بگردد مجاب اشک
حالا نفس نفس/نفسش ضجه می زنــــد
خورشید شام بی کسی دل! بتاب اشک !
ظلمت/نگاه/خاطره ی یک سراب / اشک
یک باره انفجار : غروری کــــــــــــه پوچ شد
پرسش : چرا شکسته شدی؟یک جواب: اشک
پروانه/شعله/چرخ زدن/ناگهـــــــــــان جنون
شاعر:نگاه غرقه به خون/شعرناب : اشک
حالا کنــار پنجره زل می زند به شب
اینک طلوع تیـــره ترین آفتاب : اشک
فریاد می زندکه دگر سوختم بس است
لا لای لای کــــودک دردم بخواب اشک !
خاموش می شود که غزلخوان شود سکوت
شاید بـــــــــه این بهانــه بگردد مجاب اشک
حالا نفس نفس/نفسش ضجه می زنــــد
خورشید شام بی کسی دل! بتاب اشک !
- ۵۱۶
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط