YOU BELONG TO ME
YOU BELONG TO ME
9:00 PM سئول
ویو ات
با خستگی کلید رو انداختم رو در و در رو باز کردم و بعد از وارد شدن کیفم رو دادم به آجوما و وارد سالن شدم که دیدم بابا و یونا و جیمین و پدر جیمین تو سالن نشستن
ات: سلام به همگی
یونا تا منو دید سریع اومد و بغلم کرد که گفتم
ات: یونا خفه شدم
یونا: دلم برات تنگ شده بود
ات: منم همینطور ولی کلا ۳ روز نبودم
یونا: باشه چه فرقی میکنه مهم اینکه نبودی
بابا:سلام دخترم
پدر جیمین: سلام عزیزم
جیمین:سلام ات
ات: سلام به همگی اینجا چخبره
بابا: داریم برنامه ریزی میکنیم برای عروسی
تا خواستم چیزی بگم جیمین بلند شد و اومد سمتم و گفت
جیمین: من میخوام یک چیزی رو بگم
قبله اینکه بزارم جیمین چیزی بگه گفتم
ات: منو جونگ کوک میخوایم ازدواج کنیم
همه باهم گفتن چی؟
یونا: دیدی گفتم من گفتم اون از تو خوشش میاد
بابا: دخترم مطمینی؟
ات: آره بابا منو جونگ کوک واقعا هم رو دوست داریم
تمام این مدت جیمین ساکت بود
یونا: جیمین تو میخواستی چیزی بگی
جیمین ها چی نه ولش کن
من باید برم شما خودتون برنامه ریزی کنین بعد به من بگین
یونا: آخه کجا میری (ناراحت)
جیمین: کار دارم یونا فعلا
یونا: باشه(ناراحت و بغض)
ات: منم میرم تو اتاقم خستم شبتون بخیر
و از پله ها رفتم بالا و وارد اتاقم شدم و بعد از دوش گرفتن و عوض کردن لباس هام رو تخت دراز کشیدم و گوشی رو برداشتم و به جونگ کوک زنگ زدم
ات: سلام خوبی رسیدی خونه
جونگ کوک: سلام مرسی تو خوبی آره رسیدم تو چی
ات: منم رسیدم الان دراز کشیدم
جونگ کوک: کاش الان پیشت بودم و بغلت میکردم و باهم میخوابیدیم
ات: یااا این چه حرفیه من رفتم بخوابم شب بخير(خجالت)
ویو جونگ کوک
جونگ کوک: شب بخیر ( خنده)
گوشی رو خواستم بزارم کنار که زنگ خورد و اسم دوهیون روی صفحه اومد
جونگ کوک:بله دوهیون چی شده که این وقت شب زنگ میزنی
دوهیون: قربان یه اتفاقی افتاده
جونگ کوک: چی شده؟ (نگران)
دوهیون: به شرکت دستبرد زده شده البته فقط به گاو صندق اتاق شده
جونگ کوک: چیییی چطور ممکنه نگهبانا کدوم گوری بودن ها
دوهیون :قربان واقعا متاسفیم هرچه سریعتر پیگیری میکنیم
گوشی رو قطع کردم و انداختم زمین
جونگ کوک: نباید این اتفاق می افتاد حالا چی کار م نمیخوام از دستش بدم
به نظرتون کی از اتاق جونگ کوک دزدی کرده تو کامنتا بگین نفر اولی که درست بگه پارت بعدی رو براش تو پی وی میفرستم
ادامه دارد
شرط ها
۱۰ لایک
۱۰ کامنت
9:00 PM سئول
ویو ات
با خستگی کلید رو انداختم رو در و در رو باز کردم و بعد از وارد شدن کیفم رو دادم به آجوما و وارد سالن شدم که دیدم بابا و یونا و جیمین و پدر جیمین تو سالن نشستن
ات: سلام به همگی
یونا تا منو دید سریع اومد و بغلم کرد که گفتم
ات: یونا خفه شدم
یونا: دلم برات تنگ شده بود
ات: منم همینطور ولی کلا ۳ روز نبودم
یونا: باشه چه فرقی میکنه مهم اینکه نبودی
بابا:سلام دخترم
پدر جیمین: سلام عزیزم
جیمین:سلام ات
ات: سلام به همگی اینجا چخبره
بابا: داریم برنامه ریزی میکنیم برای عروسی
تا خواستم چیزی بگم جیمین بلند شد و اومد سمتم و گفت
جیمین: من میخوام یک چیزی رو بگم
قبله اینکه بزارم جیمین چیزی بگه گفتم
ات: منو جونگ کوک میخوایم ازدواج کنیم
همه باهم گفتن چی؟
یونا: دیدی گفتم من گفتم اون از تو خوشش میاد
بابا: دخترم مطمینی؟
ات: آره بابا منو جونگ کوک واقعا هم رو دوست داریم
تمام این مدت جیمین ساکت بود
یونا: جیمین تو میخواستی چیزی بگی
جیمین ها چی نه ولش کن
من باید برم شما خودتون برنامه ریزی کنین بعد به من بگین
یونا: آخه کجا میری (ناراحت)
جیمین: کار دارم یونا فعلا
یونا: باشه(ناراحت و بغض)
ات: منم میرم تو اتاقم خستم شبتون بخیر
و از پله ها رفتم بالا و وارد اتاقم شدم و بعد از دوش گرفتن و عوض کردن لباس هام رو تخت دراز کشیدم و گوشی رو برداشتم و به جونگ کوک زنگ زدم
ات: سلام خوبی رسیدی خونه
جونگ کوک: سلام مرسی تو خوبی آره رسیدم تو چی
ات: منم رسیدم الان دراز کشیدم
جونگ کوک: کاش الان پیشت بودم و بغلت میکردم و باهم میخوابیدیم
ات: یااا این چه حرفیه من رفتم بخوابم شب بخير(خجالت)
ویو جونگ کوک
جونگ کوک: شب بخیر ( خنده)
گوشی رو خواستم بزارم کنار که زنگ خورد و اسم دوهیون روی صفحه اومد
جونگ کوک:بله دوهیون چی شده که این وقت شب زنگ میزنی
دوهیون: قربان یه اتفاقی افتاده
جونگ کوک: چی شده؟ (نگران)
دوهیون: به شرکت دستبرد زده شده البته فقط به گاو صندق اتاق شده
جونگ کوک: چیییی چطور ممکنه نگهبانا کدوم گوری بودن ها
دوهیون :قربان واقعا متاسفیم هرچه سریعتر پیگیری میکنیم
گوشی رو قطع کردم و انداختم زمین
جونگ کوک: نباید این اتفاق می افتاد حالا چی کار م نمیخوام از دستش بدم
به نظرتون کی از اتاق جونگ کوک دزدی کرده تو کامنتا بگین نفر اولی که درست بگه پارت بعدی رو براش تو پی وی میفرستم
ادامه دارد
شرط ها
۱۰ لایک
۱۰ کامنت
- ۲۱۹
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط