{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
عشق
یک بطری آب معدنی بود
در برابر بیکرانِ دریاها

و ملّاحانِ پیرِ نصیحتگر نمی‌دانستند
چقدر تشنه‌ام
دیدگاه ها (۴)

نفسم بند آمد پنجره را بگشاییداین تن میان هوای نبودنت  چگونه ...

تو هم نباشی ..خیالت دست بردار نیست...مریم پورقلی

.هرصبح اضافهء بال‌هایم را در آینه می‌چینمو به زندگی میان آدم...

.کاری نمی‌کنمتنها روزی هزاربارکنار پنجره می‌رومو هربارتنهاار...

" راز پنهان " -004-#Hidden_secret  —-—-—-—-—-—-—-—... واق...

سناریو گتو و گوجو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط