{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۹:


استیسی:ببخشید آقای کای میتونم یه چیزی بگم ( اوهوع استیسی رو با ادب😳)من هی دست استیسی رو میگرفتم گفتم نگو که کای گفت:بفرمائید می شنوم.چانیول-اوووووه چه عجب کای بکهیون-چقدر باشخصیت خخخخ😂( روی آب بخندی)کای-بسه دیگه عع. استیسی ایشون همونی هستند که شما باهاش در ارتباط بودید که دی او😳😳😳دی او گفت :بلهههههههه.نه بابا کای تو دیگه کی هستی ؟همه بچه ها به دست کای میزدن و اوووو می گفتن و کای با تعجب به من نگاه میکرد( خوردی منو تموم شدم😑) که بکی‌-تاحالا دخترایی به خوشگلی شما ندیده بودم ( حالا ببین😊🙂) که کای چ چانیول فقط با بُهت نگاه میکردن ( میخواستم بگم خوشگل ندیدید بیچاره ها گفتن ندیدن😋😂) سهون با همون نگاه اول فقط به جسی بل نگاه میکرد ( وای چشماتو درویش کن) دی او به جسیکا نگاه میکرد و جسیکا متوجه نگاه دی او شد و سرشو پایین انداخت کای بیچاره هنوز توی شُک بود بچه ها به زور اونو کشاندن و ماهم رفتیم اونا هم رفتن.
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۰:EXO:وای ته با (یعنی عالی)تا حالا توی کل کره دختر به ...

پارت ۱۱: ((یک هفته بعد ))به گوشی جسی بل و س...

پارت ۸:من-همین الان باهاتون عکس و امضا گرفتن (به کره ای همه ...

پارت۷: بعد اکسو گفت: یکی یکی به صف واستید باهمتون هم عکس میگ...

تتو آرتیست من [part²⁷]*کوک ویو*خواستم برم پشت پیشخوان تا بهش...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁹..: سو داهی ؟ درسته ؟ تو سو داه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط