آغوش تو بهار است

آغوش تو بهار است
سبز می کند
طبیعت تنم را
گل می دهد گونه ام وقتی
می پیچد پیچک دست هایت
دورِ تنم...

لب هایم را ببین !
غنچه داده است،،،
اینجا تا صبح
هزار بوسه شکوفه خواهد زد...!
دیدگاه ها (۲)

من هنوز هم باور دارم... عاشــق که باشے... میتوانے صدا را بغل...

.ڪاش لب بر لب مڹ، فاصله ڪم مےڪردےبوسہ بر لب زده ،محڪم بغلم...

آسمان آبی عرفان من چشمان توستاختر تابنده کیهان من چشمان توست...

شاعری از چشم توعاشق شد و شعری نوشت هم ردیف هم قافیه این گونه...

همچون شعر سپید زیباست ‌و رویای شیرین ِخواب های مرا ...به صبح...

لطفا به بندِ اولِ سبابه ات بگو کمی حوصله اش بیشتر شود تا حضو...

تو رفته ای و حاصل تفریق تو از این شهر، چیزی شده که در باورت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط