{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخر، آب و گِلش کنار نیامد

آخر، آب و گِلش کنار نیامد
دریا با ساحلش کنار نیامد

برکه دلش را فروخت اما دریا
با ماه کاملش کنار نیامد

باز به خاک آرمید هرچه که رویید
مزرعه با حاصلش کنار نیامد

از تو شکایت کنم که خلق بگویند
بی سر و پا با دلش کنار نیامد؟

اشکم و آتش، خوشا کسی که اگر سوخت
سوخت و با مشکلش کنار نیامد
دیدگاه ها (۲)

📚 آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند..آدمها در یک لحظه ...با یک ت...

امشب کنار یاد تو ، صد خیمه بر پا می‌کنملازم شود تا نیمه شب ،...

در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنمدردها داری به دل ، با م...

خیلی سخته که برای دیگران مثل کوه استوارباشی، اماتوخودت آروم ...

آخر، آب و گِلش کنار نیامددریا با ساحلش کنار نیامد برکه دلش ر...

آخر، آب و گِلش کنار نیامددریا با ساحلش کنار نیامد برکه دلش ر...

641آخر، آب و گِلش کنار نیامددریا با ساحلش کنار نیامد برکه دل...

از تو شکایت کنم که خلق بگویند..........بی سر و پا با دلش کنا...

از تو شکایت کنم که خلق بگویند:بی سر و پا با دلش کنار نیامد؟-

دردانه حضرت سیدالشهدا در حالی که عزیزدل پدر ، سر بریده مولا ...

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردندفارغ از خویش به آنسوی زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط