{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصـاره آبـ ✧ آتـشـ

عصـاره آبـ ✧ آتـشـ
p̷a̷r̷t̷⁴


ا.ت ویو
رفتم تو کلاس و چهره ترس به خودم دادم
ا.ت : میسو نیسو کی اینکار رو باهاش کرده[ داد و ترس الکی]
؟ چی داری میگی

* چه اتفاقی برای میسو افتاده

" میسو با تو اومد چیکارش کردی

بعد از دانشگاه
اهههههه امروز زیادی هیپنوتیزم کردم تا نفهمن خون آشامم
این چیزا رو ول برم خوابگاه یونگی کلاساش تموم شده
ا.ت : یونگی خونه ای

یونگی : چرا میسو کشتی [ داد]

ا.ت : رفت رو مخم چیه مگه

یونگی : آه اونم گرگینه بوده

ا.ت : چی پس چرا تبدیل نشد تا بامن بجنگه

یونگی: اون قوی تر از این حرفاست نمرده و فردا میاد مدرسه ولی کسی از اتفاق دیروز یادش نمیاد

ا.ت : چطوری من ....مگه گرگینه ها با نقره نمی‌میرند

یونگی : نه باید تو قلبشون چوب فرو کنی
ا.ت : چرا پس زودتر بهم نگفتی

یونگی : من خودم تازه فهمیدم

ا.ت : لعنتی ولی اون از من و تو قوی تر

نیست من خون آشام قوی هستم و تو هم همینطور

یونگی : باشه ببخشید سرت داد زدم حالا میای بغلم تا پیشیت آروم شه
ا.ت : حتما

هیونجین ویو
هه این دختره ا.ت زود باورم کرده من برادرش نیستم ولی نقش برادرشو بازی می‌کنم[ از اینجا که ا.ت اومده خونه هیونجین جای یونگی رو بازی می‌کنه]

تمام
دیدگاه ها (۱)

وقتی دخترشو دوست نداشت 𝕡𝕒𝕣𝕥¹دخترک خسته از همه جا روی تخت درا...

وقتی دخترشو دوست نداشت 𝕡𝕒𝕣𝕥²راوی ویو تهیونگ داشت برای فردا ک...

این متنو کپی کن و اسمتو جزو اسمای زیر بزار و منتشر کن یه تا ...

پروفایل عوض شد

Part:6Psychopath)(روانیــــا/ت سوار ماشین شد و رفت به خونهفر...

part 3طراحی برای انتقام

امروز تو دانشگاه همه به من نگاه می کردن که کوک از در کلاس او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط