{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من: علیرضابگو چیشده

من: علیرضابگو چیشده
پریا: اروم باش عزیزم هیچی نیست نگران نباش
من: نههه یخ چیزیش شده بگو خواهشا😭

علیرضا تلفن قطع کردو گفت:هیچی بچه ها چیزی نشده فقط تصادف کرده
من: چیییییی هیچی نیست فقط تصادف کرده.؟ با همین خیال راحت؟ 😥😥پاشین بریممممممم
علیرضا: اره حاضر شین بریم

_و رفتیم ،،، ما تا برسیم به بیمارستان چند بار حالم بد شد
وقتی رسیدیم مامان لیلا و بابا حمید اونجا بودن
من با بدو بدو و گریه رفتم بغل مامان لیلا و گریه میکردم
و ازشون پرسیدم: چیشده مامان خواهش میکنم بگین خواهش میکنم
مامان لیلا: دخترم گریه نکن هیچی نشده فقط داشته رانندگی میکرده ماشین کناریش یه خانمی بوده کوبونده بهش حامی ماشینش چند دور چرخیده دور خودش تو اروم باش حالش خوبه نترس
من: واااااااییییی😔😰😭😭😭

(یهو دکتر حامی اومد)

من: آقای دکتر چیشده خواهشا بگین
دکار: بیمار حالش خوبه اسیب چندانی ندیده اما بیشتر میگفت یه خانمی سوار ماشین بوده با مانتوی راه راه ابی و سفید و۰۰

+وفتی یکم دقت کردم دیدم که دقیقا داره مشخصات استایل منو میگه😳
همه بهم نگا کردن و دیدن کع دقیقا لباسای منم مثل گفته دکتره

مامان لیلا: تو زدی نادیا؟🤨🙄
بابا حمید : ازت توقع نداشتم واقعا که
من: به خدا من خونه علیرضا بودم
علیرضا: ارههه نادیا خونه ما بود خوده حامی اوردش
پریا: راست میگه


داشتیم همینجوری ثابت میکردیم که دکترا حامیو اوردن

چیزیش نبود فقط دستش شکسته بود من تا رفتم بغلش کنم دستشو اورد جلومو نزاشت بغلش کنم😶
من: حامی چیشده منم نادیا ما قرار بود ازدواج کنیم
حامی: میدونم ولی دیگه کنسله ، تو با ماشین بهم زدی چون خواهرت کلا ماشینش و لباساش که فرق داشت
اما اون کسی ک به من زد لباساش عین تو بود اما موندم ماشین از اوردی خدا میدونه

من با گریه گفتم: حامی حامی به جون مادرم اگه من زدم خودت منو بردی خونه علیرضا حامیییی

(که یهویی پناه اومد اما لباساش فرق داشت مثل من نبود)

پناه: زدی شوهر ایندتو ناقص کردی اره
خاک بر سرت پاشو بریم سریع

من: نههه من نمیام حامی نزار منو ببره ترکیه
حامی : پناه ببرش قصد جون منو داره این دختر
من: چی؟!!!چی میگی حامی؟ مامان لیلا شما یه چیزی بگین لطفا😟😭😥
مامان لیلا: ببرش پناه جان

علیرضا: نه نه حامی یه خدا نادیا جا ما بود خودت گذاشتیش روانی
حامی: از کجا معلوم که راست میگی
من: خیلی نامردی حامی ، دیگ تموم اره؟
حامی: اره برو سریع از جلو چشام دور شو
(پناه دستمو کشیدو منو برد)


+توچشام بدجور اشک بود میدونستم اینا همش تقصیر پناهه
دیدگاه ها (۱۲)

بچه ها هرچی میتونین به این عوضی فحش بدین تا از خودش خجالت بک...

کدوم؟

حال میکنین یا نه😂😂

دقیقاااا😂😂

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

جادوی عشق ۴ part چيزي شده؟ رایان هم جلو اومد و کنارمون زانو ...

صبح که بیدار شدم دیدم مامانم داره گریه میکنه رفتم پیشش و ازش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط