{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستادن اجبارکوه بود،

ایستادن اجبارکوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدیربرگ
وصبرپاداش آدمی،
پس بی هیچ چشمداشتی
حراج محبت کنیم که همه ما خاطره ایم.
دیدگاه ها (۵)

این قدر ورق های زندگیم را به هم نریزحکم همان دل است!همان هم ...

دل میبندیم به حباب ها بعد خدا خدا میکنیم که نترکت...

من بهانه میگیرم و تو دهانم رابا یک “بــــــــوســــه” ببند ....

ﻫﯽ ﭘﺴﺮ .. ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ .. ! ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺷ...

من اینارو فهمیدم از زندگی

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

عاشقانه های شبنم تقدیم خانه دومم ویسگون

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ...

Enemys Embrsce [ part ۲۱ ]

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط