{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امـروز بـه “ آنـهـایی” مـی انـدیـشـم

امـروز بـه “ آنـهـایی” مـی انـدیـشـم

کـه رویِ “شـانـه هـایم” گـریـه کـردنـد . . .

و نـوبـتِ “ مــَـن” کـه شـُـد

“ شـانـه ” خـالـی کـردنـد..
دیدگاه ها (۱)

خالی شد ه ام از تمام تویی که روزی تمامم از او پر شده بود......

دست های اورا کـــــــه گرفتـــــی دیگـــر به مـــن نگاه نکن...

میمیـــــــرم از تصــــور دستانتـــــ در لایـــ موهایــش خ...

آرزویم این است که بهاری بشود روز و شبت که ببارد به تمام رخ ت...

شنیدی حال من را... خم به ابرویت نیاوردیهمان لحظه جهان از گری...

سالی که جنگ ایران و عراق شروع شد گریه می‌کردند که برم جبهه و...

به تو می‌اندیشم ای سراپا همه #خوبی، تک و تنها به تو می‌اندیش...

من که از همه دست کشیده ام مانده ام هنوزچرا دست هایم بر شانه ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

🌹چقدر در این شب‌ها و روزها جای خادم الرضا شهید رئیسی خالیه 🕊...

مازندران دریا چه ولشتمن بخاطر چیزی که دنیا در مورد من می‌اند...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

من اگر یک روزخدا را ببینم،نه از بهشت می‌پرسم،نه از جهنم.فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط