{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد بسکتبال جذاب من

استاد بسکتبال جذاب من



پارت ۱۱


ویو یوری:
که یهو.....
متوجه شوگاه شدم با چندتا پسر اومد تو اون.. اون تهیونگه داداشم اون با شوگا دوسته؟

لونا: یوری اون تهیونگ داداشت نیست؟

یوری: خودشه ولی چطوری شوگا رو میشناسه؟(تعجب)

لونا: اونشو دیگه من نمیدونم 😐

با لونا یکم حذف زدیم که شوگا و تهیونگ و بقیه دوستاشون(همون اعضای خودمنن) اومدن پیشمون

شوگا؛: سلام خانوما چطورین

شوگا نشست کنارم و دستشو رو شونه ام حلقه کرد

دخترا: خوبیم

یوری: خ-خوبم

شوگا: اوه اینا دوستامن، تهیونگ، جیمین، جین، جیهوپ، نامجون، جونگ کوک

یوری: تهیونگ؟(🤨)

تهیونگ: چیه؟

یوری: مگه نگفتی که قرار داری؟

تهیونگ: کدوم قرا؟

یوری: خیلی فراموش کاری اسکل

تهیونگ: خودتیی

یوری: تویی

شوگا: بسهه ای بابا مثل موش و گربه نباشین دیگه

به شوگا نگاه کردم خیلی خوشگله ای بشر وایی خیلی خوش شانسم که ایشون دوست پسرمهههه

شوگا: شما دوتا از کجا همو میشناسین؟

یوری: ما خواهر و برادریم

شوگا: عه وا ببخشید

یوری: اشکال نداره قربونت

یهو شوگا لباش رو گذاشت رو لبام


ویو ته:
وقتی دیدم شوگا خواهرم رو بوسید عصبانی شدم که.......
دیدگاه ها (۰)

بچه ها تغییر دادم داستانمون پس برین شخصیت ها رو دوباره بخونی...

عشق واقعی پارت ۸ ویو ات: تو تولدش بهش بگم....... وقتی خرید ک...

عشق بی اختیار پارت ۴ویو یوری: افتادم زمین و....... شروع به گ...

بچه ها فیک عشق بی اختیار پارت ۳ رو اشتباه نوشتم پارت ۲ ببخشی...

استاد بسکتبال جذاب من پارت ۱۲ویو ته: عصبانی شدم که...... رفت...

#استاد_جدید_جذاب پارت 5ویو ات:وقتی دیدم شوگا ازم اونطوری دفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط