{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر یک پاکبان میگفت

دختر یک #پاکبان میگفت :
هروقت که نذری میدن بابای من تا
صبح از خستگی و کمردرد خوابش نمی بره، کاش هیچوقت نذری ندن 😞

با فرهنگ باشیم !
دیدگاه ها (۱)

زن هرچه قدر هم که بزرگ شود؛همسر شود،مادر شود؛درونش هنوز هم د...

می شود دیگر بگویم رازِ چندین ساله را...؟دل به دریا میزنم این...

من روزگار غربتم را دوست دارماین حس وحال وحالتم را دوست دارمی...

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهدجز گپ ریز ریز با مادرم.. هی من حرف ...

چندپارتی☆درخواستی>>>[لطفا تو کار ادمین دخالت نشه]p.4یک روز ،...

𝕊𝕔𝕖𝕟𝕒𝕣𝕚𝕠 𝕊𝕜𝕪این هیچ ربطی به سناریو قبلی کاکوچو ندارد!!!‌‌‌‌‌...

اشتباه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط