چند پارتی

«چند پارتی»

وقتی سالگرد ازدواجتونه و....🌼❣️پارت اخر:////


جیمین{با صدای زنگ گوشی چشم هام رو باز کردم و گوشیم رو برداشتم و با دیدن اسم جین هیونگ تماس رو برقرار کردم...بله هیونگ
جین{جیمین منیجر همین الان بهم زنگ زد...تمرین صبح کنسل شده ولی فردا ظهر باید کمپانی باشی.
جیمین{ااا ممنونم که خبر دادی...فعلا.
جین{خواهش میکنم...فعلا.
جیمین{گوشی رو خاموش کردم و نگاهی به نیوا انداختم...پتو رو بغل کرده بود و توی خودش جمع شده بود...با دیدن کیس مارک هام که مثل یک اثر هنری روی قسمتی از بدنش جا خوش کرده بودن لبخندی زدم حلقه دستم رو دور بدنش محکم تر کردم...هی نیوا دختر کوچولو نمیخوای بلند شی؟...با شنیدن صدام تکون ریزی خورد و دوباره خوابید...خنده ای کردم سرم رو فرو کردم تو گردنش شروع کردم به گرفتن گاز های اروم ریز که صداش در اومد.
نیوا{اوممم جیمیناااا نکن*خوابالود*
جیمین{میخوام بکنم*خنده*
نیوا{سرش رو عقب که برد فکر کردم بیخیال شده یا اما گازی که از بالای قفسه سینم گرفت وحشت زده روی تخت نشستم...یااا دردم گرفت.
جیمین{خب پاشو دیگه تنبل*خنده*
نیوا{چشم غره ای بهش رفتم و اومدم از روی تخت بلند شم که با دیدن وضعیتم خجالت زده پتورو دورم گرفتم...از روی تخت اومدم پایین که دستی دورم حلقه شد و روی هوام موندم...یاا یاا بزارم زمین.
جیمین{نوچ...میخوام یه حموم درست و حسابی با خانومم برم.
نیوا {جیمینا تو مگه نباید بری کمپانی؟
جیمین{تمرین کنسل شده...امروز در خدمت شمام.
نیوا{اخجوننن...خوش میگذرونیم.
جیمین{بله... پس میریم صبحمون رو با یه حموم درست و حسابی شروع کنیم*لبخند*
نیوا{*خنده*

*58 دقیقه بعد*

نیوا{جیمی اول من موهامو خشک میکنم بعد تو.
جیمین{باشه ای زیر لب گفتم و نگاه رو دوختم بهش...نیوا برای من یه چیزی فراتر از یه همسر بود...اون برام حکم یه فرشته رو داشت که با اومدنش به زندگی همه چیز تغیر کرد...هنوز هم باورم نمیشه بعد از اون همه سختی و با حمایت های زیاد اطرافیان تونستیم بهم برسیم...با دستی که جلوم تکون داده شده سرم رو برگردوندم...جونم عزیزم.
نیوا{چند بار صدات زدم جواب ندادی...حالت خوبه؟
جیمین{اوهوم‌...داشتم به خاطراتمون فکر می کردم...به اینکه چجوری بعد از اون همه سختی بهم رسیدیم...اهی کشیدم و نیوا رو که جلوم وایستاده بود رو روی پاهام نشوندم...چقد خوبه که تورو دارم...عاشقتم زندگی.
نیوا{این حست متقابل پارک جیمین...منم عاشقتم جیمی:)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سلام توت فرنگیام 🍃
امیدوارم که حالتون خوب باشه و این وانشات رو دوست داشته باشین ✨
دیدگاه ها (۸)

«سناریو»وقتی عاشقانه نگاهش میکنی لبخند میزنی بعد اونا میگن چ...

«چندپارتی»وقتی کات کرده بودین و....🍧🐢پارت اول:////هانی{برگه ...

«چندپارتی»وقتی سالگرد ازدواجتونه و....🌼❣️پارت اول:////نیوا{ا...

سلام توت فرنگیام حالتون چطوره✨❣️بابت این غیبت چند ماهم واقعا...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۵#پایان فلش بکجیمین: اینجوری شد دیگهما...

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ¹⁵..و اون سریع فشار دستاش رو دورم کم کرد و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط