{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به زیر درختی پیچان پیچان

به زیر درختی پیچان پیچان
مار دیدم
در گردن یاری حقیق و مرجان دیدم
رفتم بکنم رفتم ببورم
حقیق و مرجان اورا در وقت بدی
یاره پریشان دیدم الله ای کاش نمی‌دیدم💔🚶
دیدگاه ها (۰)

شوکیچه آغچه نیگع هولمن گردن لنیگع یریدی آی یریدی سوالرنم یری...

چقد برات بنالدایی دمبورای بی زبان ایی دوتار بی زبان وعده داد...

آیی نشسته بودمسفید سفید سنگ آمد ای گل رنگ بودم هیگرفتنم ننگ ...

از کوه ای بلند آمده ای بحث کردممن دست به دامن تو ناکس کردمنا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_52ورقه روی میز کنار تخت گذاش...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۴

بوسه مرگ "پارت ۴۶"ویو ا.ت ساعت از یازده شب گذشته بود...برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط