شب که می شود

#شب که می شود
پاییزِ #دلم را
با شربتِ #سرخِ لبانت
#رنگ‌ می زنم
تا #پروانه های لبم
شهدِشیرینِ
#غنچه های لبانت را
نوش کنند
دیدگاه ها (۲)

صبح آغاز ماجرای جديدی ست،از دوست داشتنمان وقتی، طلوع چشم‌های...

فکرم را میخوانی....احساسم را میدانی!!و لبهایم را بلدی!مرا از...

پاییزی تر از چشم های آبانی توکدام فصل است؟کدام بهار است که ا...

صبح به صبحپرسه میزنم در کوچه ی خیالمتا شاید رهگذرش #تو باشی

پر کن گوش تمامپروانه های شهر را از عطرت،دلم می خواهدبوی #تو ...

{کاشی های آبی..}

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط