{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبانت

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را چنان به شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان درآید

و گونه هایت
با دو شیار مورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپی خانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام
زنده یاد احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کنزان پی...

بیا ساقی! بزن سازی! برق...

چیدن سپیده دمساده است نوازش سگی ولگردشاهد آن بودن که چگونه ز...

که زندانِ مرا بارو مبادجز پوستی که بر استخوانم.بارویی آری،ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط