{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.

هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

بعد از یک ماه پسرک مرد…

وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده…

دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…

میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
دیدگاه ها (۱۴)

دوست داشتن ساده است...وباور کردنش سخت ...تو ساده باور کن...م...

پارت ۴۹:هوای سنگینسال ۲۰۰۶یوکوهاما:پسرک مو سفید با اون لباس ...

هان روی بالکن ایستاده بود و شبنم روی نرده های فلزی سرد رو لم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط