{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را

باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را

با پیاله تا سحر،گل بوسه‌‌های ناب را

گوشهٔ‌یِ تنهائی و فکر و خیالِ رویِ تو

محوِ گیسویت کنم مژگانِ فکرِ خواب را

گاه در حسرت ببینم ناز چشمانِ تو را

یا بیاندازم به مه این دیدهٔ بی تاب را

آنقدر در حسرت دوریِ تو نجوا کنم

تا بگیرد سیل اشکم جایِ نهرِ آب را

کاش یک شب عشق را مهمانِ پنهان میشدی
تا بفهمی معنیِ اشکِ شب و سیلاب را
دیدگاه ها (۱)

دلدار مرا گفت چرا غمگینی غمگین کدام دلبر شیرینی برجستم و آین...

روزهایی هستکه دلت می گیردمی خواهی گریه کنیسال های زیادی کسی ...

چشآت حرمت زمینه یه قشنگ نآزنینه تـــــــــــو اگه می...

یک عصر تابستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط