چه کشیدی ؟ در آن روز سخت ، روزها تشنگی تحمل کردن ، شمشیر
چه کشیدی ؟ در آن روز سخت ، روزها تشنگی تحمل کردن ، شمشیر ها خون از پی خون می افشاند ، سروها بر خاک می افتاد ، سرها بر زمین می غلطید ، سپاه دیوان در روبرو تیغ خورشید بالای سر ، برابر چشمانت شیطان می رقصید ، خونهایی که بیابان را سیراب میکرد ، آسمانی از فرشتگان مشک به دست تو را طلب میکردند ، و تو ...
زیر لب خدا را می گفتی : عاشقی از این سرمست تر ...؟
زیر لب خدا را می گفتی : عاشقی از این سرمست تر ...؟
- ۵۵۵
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط