{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی خواستم ناراحتت کنم ، اما

نمی خواستم ناراحتت کنم ، اما

انگار کردم !

با دوست داشتن ِ زیادم

با هِی ببینمت هایم

با همیشه ببخش‌ها و

همیشه ، دلَم برایِ تو تنگ شُده‌ هایم ..


نمی خواستم ناراحتت کنم ، اما

انگار کردم !

وقتی که با شانه‌هایِ بالا گرفته از تو می‌گفتم

وقتی که نام تو را بلند می‌خواندم

وقتی که در همیشه ،

هر جا

تو را به نام کوچَکت صدا می‌کردم


نمی خواستم ناراحتت کنم

اما انگار کردم !

وقتی که آن همه تو را

خواب دیدم ...


نمی‌خواستم

اما ...


| افشین صالحی |
دیدگاه ها (۱)

تو اینجا باشی تو را ببینم هر چه تو بگویی همان! این را گذا...

هیچ تناقضی در حرف هایم نیست وقتی همزمان هم می گویم برو هم ب...

تو را ببینم؛ می‌بوسم نوازشت می‌کنم برایِ تو خواب تعریف می...

وقتی تو را دوست می دارم بارانی سبز می بارم بارانی آبی بار...

همخونه اجباری... پارت 122"ویو جئون جونگ کوک"داشتم گزارش‌ها ر...

کلبه تنهایی :

*ترجمه*🕊*یا رحمان ،وقتی سینه‌ام تنگ می‌شود تو طوفان درون ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط