{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#هرزه_خانه_ارباب

#هرزه_خانه_ارباب
part: 24

اجوما: ببینید امروز اومدم اینجا سرو سامون بدم ب همه چی ک فردا هم عروسی درست باشه فعلا وسیله هارو اوردم پسرم اتاق گایو کدومه؟
جیمین: اون ک اون ته اونجاس
اجوما: اهارخب گایو وسیله هاتو میارم اونجا
گایو: اما اونجا خیلی دوره عزیزم ... خودمون با هم میخپابیم مگه ن عزیزم؟
جیمین: ن اون اتاق تخت یک نفره داره برا خودت
ات: خنده
گایو. اجوما. جیمین:*چش غره
ات: چیه؟ 🗿

(شب )
اجوما: خب همه چی امادس لباساتون هم تو کمده ات وسایل توهم جیمین گفت ببرم تو اتاق خودش اونجا چیشدم مرتب
گایو: جیمین کجاست؟
ات: رفته بیرون کار داشت
گایو: بچهش دلش برا باباش تنگ شده
ات: خب ب عنم🗿 ب کتفم ب ترک دیوار.. ب تخ. مم
گایو:.....
اجوما: دخترا بیاین شام نودل درست کردم
ات: اومدیمممم
ات: اجوما بنظرت میتونم برم خونه خودم؟؟
ی سر بزنم؟ یا حتی برم سر کارم و ببینم چ خبره؟
اجوما: در این رابطه باید با جیمین صحبت کنی بلاخره الان اجازه تو دست اونه دخترم
ات: باشه چشم

(اخر شب)

ات:*نشستم رو مبل
گایو: بلند شو من میخوام اینجا بشینم
ات: عایششش ب من چ خب این همه جا
گایو: یااا من حاملم
ات: بگیر بشین
جیمین: من اومدمممم
اجوما: خشومدی
جیمین: اجونا کمک الان دستم میشکنه
اجوما: اینا چیه خریدی؟
جیمین: خوراکی برا ات و گایو
اون پلاستیک کوچیکه برا گایو عه چیز های مفید
این پلاستیک بزرگه هم برا اته پره هله هولهه (قسمت مربوط ب اتو با لبخند گفت)
اجوما: چخبرهههههه
خب دخترا بریم بخابیم؟
ات و گایو و جیمین: بریمممممم

خماری ای خماریییی😂🗿
دیدگاه ها (۰)

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟐اونا رسیدن سئول.. اول رفتن بیمارستان تا ب...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط