p
p2
همینطور که خواب بود زیر گوشش
میگفتم: بیدار شو خواهش میکنم از همون لحظه ای که اومدی عاشق خوشگلیت شدم امیدوارم صدام رو بشنوی و بیدار بشی و من رو به عنوان دوست پ......
یک دفعه یک بوسه رو لپم حس کردم
اون.... اون یونا بود
پایان ویو
+منم دوست دارم ته از وقتی مریض خثاهرم شدی نمیتونستم بیام تو اتاق و تز دور میدیدمت همیشه دوست داشتم بهت اعتراف کنم
_من تو یک نگاه عاشقت شدم مطمئنی میخوای بیای با من؟
+(سر تکون میده)
_خب دختر کوچولوم بریم خونه؟ تا فرداکه نمیتونی بیمارستان بمونی
+اوکی(خجالت کشید)
ویو یونا
من خیلی ته رو دوست داشتم چهارساله که بیمار خواهرم و من شناخت روش دارم مثلا میدونم ایدله و داداش داره و خوشتیپ ترین مرد دنیا و مهربون و سر عشق شوخی نداره و...... ولی اون من رو یک بار دید و یک بار دیگه چهارسال پیش دید ولی نمیدونست من خواهرم لونام ولی نمیدونم کار درستی کردم یا نه چون از لونا شنیدم که گفته ته رو دوست داره
پایان ویو
(تو ماشین)
+تهیونگ
_جانم
+من یک درخواستی دارم
_بگو عزیزم
+من میخوام ایدل شم و وقتی 18 سالم شد ازمون دادم ولی قبول نشدم ولی من عاشق خانندگی هستم
_فردا میریم کمپانی
+واقعااااا(ذوق)
_اهوم
+عزیزم ازت ممنونم (بوسش کرد)
ته ویو
دیدم انقدر ذوق کرد خوشحال شذم این دختر چقدر خوشگله حتما استعداد زیادی هم داره.. خب حداقل استعداد زیادی تو دل بردن من داشت
پایان ویو
(یک ماه بعد)
یونا ویو
خب منم همون یونام با یک فرق... یک دوست پسر بی نظیر دارم و ایدلم... اره تهیونگ کمکم کرد و من الان ایدل یک گروه چهار نفرم و لیدر گروهم و ما باهم همه دوستیم وباهم مهربونیم و مونی ها(فن هاشون) عاشق ما یعنی over moon (اسم گروه)(دوستان اسم هارو از خودم در اوردم) هستن
پایان ویو
ته ویو
یونا الان ایدل معروف و با استعدادی و الان کل دنیا میدونن من و یونا باهمیم و میخوام امروز ازش خاستگاری کنم تو کنسرت چون امروز من کنسرت دارم و یونا میاد خواهرش لونا هم قراره بیاد
پایان ویو
لونا ویو
امروز کنسرت تهیونگ پس تصمیم گرفتم قبل از کنسرت بهش اعتراف کنم و بگم عاشقشم
پایان ویو
لحظه ی کنسرت بود و همه ی جیغ میزدن و قبل از اومدن ته رو صحنه لونا رفت پیشش
×ته یک لحظه میای
_اره حتما
×میخوام یکچیزی رو بهت بگم
_چی رو؟
×من.......
ادامش برای شب و تا فردا تموم میکنم این چندپارتی درخواستی رو ببخشید اگه خوب نشد 🥲🩷❤💙💛💜
همینطور که خواب بود زیر گوشش
میگفتم: بیدار شو خواهش میکنم از همون لحظه ای که اومدی عاشق خوشگلیت شدم امیدوارم صدام رو بشنوی و بیدار بشی و من رو به عنوان دوست پ......
یک دفعه یک بوسه رو لپم حس کردم
اون.... اون یونا بود
پایان ویو
+منم دوست دارم ته از وقتی مریض خثاهرم شدی نمیتونستم بیام تو اتاق و تز دور میدیدمت همیشه دوست داشتم بهت اعتراف کنم
_من تو یک نگاه عاشقت شدم مطمئنی میخوای بیای با من؟
+(سر تکون میده)
_خب دختر کوچولوم بریم خونه؟ تا فرداکه نمیتونی بیمارستان بمونی
+اوکی(خجالت کشید)
ویو یونا
من خیلی ته رو دوست داشتم چهارساله که بیمار خواهرم و من شناخت روش دارم مثلا میدونم ایدله و داداش داره و خوشتیپ ترین مرد دنیا و مهربون و سر عشق شوخی نداره و...... ولی اون من رو یک بار دید و یک بار دیگه چهارسال پیش دید ولی نمیدونست من خواهرم لونام ولی نمیدونم کار درستی کردم یا نه چون از لونا شنیدم که گفته ته رو دوست داره
پایان ویو
(تو ماشین)
+تهیونگ
_جانم
+من یک درخواستی دارم
_بگو عزیزم
+من میخوام ایدل شم و وقتی 18 سالم شد ازمون دادم ولی قبول نشدم ولی من عاشق خانندگی هستم
_فردا میریم کمپانی
+واقعااااا(ذوق)
_اهوم
+عزیزم ازت ممنونم (بوسش کرد)
ته ویو
دیدم انقدر ذوق کرد خوشحال شذم این دختر چقدر خوشگله حتما استعداد زیادی هم داره.. خب حداقل استعداد زیادی تو دل بردن من داشت
پایان ویو
(یک ماه بعد)
یونا ویو
خب منم همون یونام با یک فرق... یک دوست پسر بی نظیر دارم و ایدلم... اره تهیونگ کمکم کرد و من الان ایدل یک گروه چهار نفرم و لیدر گروهم و ما باهم همه دوستیم وباهم مهربونیم و مونی ها(فن هاشون) عاشق ما یعنی over moon (اسم گروه)(دوستان اسم هارو از خودم در اوردم) هستن
پایان ویو
ته ویو
یونا الان ایدل معروف و با استعدادی و الان کل دنیا میدونن من و یونا باهمیم و میخوام امروز ازش خاستگاری کنم تو کنسرت چون امروز من کنسرت دارم و یونا میاد خواهرش لونا هم قراره بیاد
پایان ویو
لونا ویو
امروز کنسرت تهیونگ پس تصمیم گرفتم قبل از کنسرت بهش اعتراف کنم و بگم عاشقشم
پایان ویو
لحظه ی کنسرت بود و همه ی جیغ میزدن و قبل از اومدن ته رو صحنه لونا رفت پیشش
×ته یک لحظه میای
_اره حتما
×میخوام یکچیزی رو بهت بگم
_چی رو؟
×من.......
ادامش برای شب و تا فردا تموم میکنم این چندپارتی درخواستی رو ببخشید اگه خوب نشد 🥲🩷❤💙💛💜
- ۹.۶k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط