#Playmate2 p¹⁰³
#Playmate2 p¹⁰³
●○تهیونگ ویو:
اجوما داشت برامون غدا رو میکشید و زیر گوشم زمزمه کرد
اجوما:بسه...انقدر خیره بهش نگاه نکن
نگاهمو عوض کردم و به بشاقب جلو روم دادم راست میگفت...اینطوری فقط اونو از خودم دور تر میکردم همین...
اخمای چهرهاش موقع نهار خوردن بلاخره باز شد لبخند ته دلی زدم زود کل غذاشو خورد مجبوره؟خیلی گرسنش بود ...
ات:اجوما
اجوما:جانم دخترم
ات:بابت غذا مچکرم خیلی خوشمزه بود(*لبخند کمرنگی روی لباش بود و برق و ذوقی توی چشماش)
اجوما:نکنه سیر شدی؟ برات پنکیک و کوکی ام درست کردم دوست داری؟
ات:(*ذوق توی چشماش با لبخندی روی صورتش پدیدار شد که از نگاه تهیونگ دور نموند)
ات:اره
اجوما:پس همینجا بیشین تا برات بیارم
ات:....
*تهیونگ از سر میز بلند شد و رفت سمت اتاق کارش دیگه نمیتونست اونجا بمونه چون چشماش همه چیزو لو میداد روی صندلی تمام چرن مشکیش پشت به ویو عمارت نشست که گوشیش زنگ خورد،"" جیمین""
تهیونگ:؟؟؟
جیمین:هوانگ تو و ات و به عنوان شرکت متحد معرفی کرده
تهیونگ:چی؟
●توضیح نویسنده:شرکت متحد یکی شرکت جئون با شرکت کیم وارد قراردادی شده که هیئت مدیره به خصوص جئون ات و کیم تهیونگ هر ۲ به عنوان یه نفر شناخته میشن درسته اسم شرکت ها و روند هاشون و....غیره متفاوت بوده اما با تصمیم رئیس هیئت مدیره کل این ۲ به عنوان همکار به سایر شرکا و شرکت ها معرفی میشن یعنی از این به بعد یه جورایی توی تمام کارای شرکت شریک همن ....اونم به خاطر اینکه شرکت جئون و شرکت کیم بالا ترین میزارن سود سهام دهی و ...داشتن پس اخذ قرارداد به نفع هیج کس نبود.
جیمین:فردا با هیئت مدیره و یسری شرکت های دیگه جلسه دارید
تهیونگ:با اجازه کی همچین دستور مضخرفی داده؟(عصبی)
جیمین:اروم باش یه فکری راجبش میکنیم
تهیونگ:مردک احمق(پوزخند)
تهیونگ:یکم دیگه کفریم کنه یکاری میکنم ازش فقط به عنوان یه رئیس سابق یاد بشه
جیمین:نه...تند نرو باید بیام صحبت کنیم
تهیونگ:اگر ات بفهمه ...
جیمین:گفتم باید حرف بزنیم
تهیونگ:....
*اجوما در زد
تهیونگ:بیا تو
اجوما:وقت داری باهات حرف بزنم؟
تهیونگ:دنبال فرصت بودم خودم باههوتون حرف بزنم
اجوما:میشنوم!
تهیونگ:(قضیه رو تعریف کرد*)
اجوما:ازش دور بمون
تهیونگ:؟؟
اجوما:ات دختری نیست که با تله عشق و محبت خودشو نابود کنه
اجوما:سرد شو ....تا بتونی با کیم تهیونگ واقعی به دستش بیاری
تهیونگ:نمیتونم
اجوما:به خاطر داشتنش باید بتونی
تهیونگ:هرچقدرم سرد بشم نمیتونم عین خودش باهاش رفتار کنم
اجوما:زخم دستت؟اون بست؟
تهیونگ:(*خنده تو گلویی زد و سرشو انداخت پایین)
تهیونگ:اره ولی زخم زبونایی که با حرفاش و چشماش بهم زد ....اونا چی؟؟
اجوما:وقتی ۲۷ سال یادت ندادن چطور عاشق باشی من یه شبه چطور بهت همه اینارو یاد بدم؟
تهیونگ:اجوما....بهم کمک کن ...کمک کن تا بهش برسم
اجوما:بهت گفتم ازش دور شو تا ببینی قدم بعدیش چیه سرد شو عوض شو ...
تهیونگ:...
☆و از امشب همه چی طور دیگه ای رقم خواهد خورد!
👅👅👅👅
۵۲لایک
۵۴کامنت
۱۴ بازنشر
👅👅👅👅
#نامجون #جین #یونگی #جیهوپ #جیمین #جونگکوک #کیپاپ #کیم_تهیونگ #تهیونگ #بی_تی_اس #کره #کره_جنوبی #رمان #فیکشن #فیک #فیک_تهیونگ
●○تهیونگ ویو:
اجوما داشت برامون غدا رو میکشید و زیر گوشم زمزمه کرد
اجوما:بسه...انقدر خیره بهش نگاه نکن
نگاهمو عوض کردم و به بشاقب جلو روم دادم راست میگفت...اینطوری فقط اونو از خودم دور تر میکردم همین...
اخمای چهرهاش موقع نهار خوردن بلاخره باز شد لبخند ته دلی زدم زود کل غذاشو خورد مجبوره؟خیلی گرسنش بود ...
ات:اجوما
اجوما:جانم دخترم
ات:بابت غذا مچکرم خیلی خوشمزه بود(*لبخند کمرنگی روی لباش بود و برق و ذوقی توی چشماش)
اجوما:نکنه سیر شدی؟ برات پنکیک و کوکی ام درست کردم دوست داری؟
ات:(*ذوق توی چشماش با لبخندی روی صورتش پدیدار شد که از نگاه تهیونگ دور نموند)
ات:اره
اجوما:پس همینجا بیشین تا برات بیارم
ات:....
*تهیونگ از سر میز بلند شد و رفت سمت اتاق کارش دیگه نمیتونست اونجا بمونه چون چشماش همه چیزو لو میداد روی صندلی تمام چرن مشکیش پشت به ویو عمارت نشست که گوشیش زنگ خورد،"" جیمین""
تهیونگ:؟؟؟
جیمین:هوانگ تو و ات و به عنوان شرکت متحد معرفی کرده
تهیونگ:چی؟
●توضیح نویسنده:شرکت متحد یکی شرکت جئون با شرکت کیم وارد قراردادی شده که هیئت مدیره به خصوص جئون ات و کیم تهیونگ هر ۲ به عنوان یه نفر شناخته میشن درسته اسم شرکت ها و روند هاشون و....غیره متفاوت بوده اما با تصمیم رئیس هیئت مدیره کل این ۲ به عنوان همکار به سایر شرکا و شرکت ها معرفی میشن یعنی از این به بعد یه جورایی توی تمام کارای شرکت شریک همن ....اونم به خاطر اینکه شرکت جئون و شرکت کیم بالا ترین میزارن سود سهام دهی و ...داشتن پس اخذ قرارداد به نفع هیج کس نبود.
جیمین:فردا با هیئت مدیره و یسری شرکت های دیگه جلسه دارید
تهیونگ:با اجازه کی همچین دستور مضخرفی داده؟(عصبی)
جیمین:اروم باش یه فکری راجبش میکنیم
تهیونگ:مردک احمق(پوزخند)
تهیونگ:یکم دیگه کفریم کنه یکاری میکنم ازش فقط به عنوان یه رئیس سابق یاد بشه
جیمین:نه...تند نرو باید بیام صحبت کنیم
تهیونگ:اگر ات بفهمه ...
جیمین:گفتم باید حرف بزنیم
تهیونگ:....
*اجوما در زد
تهیونگ:بیا تو
اجوما:وقت داری باهات حرف بزنم؟
تهیونگ:دنبال فرصت بودم خودم باههوتون حرف بزنم
اجوما:میشنوم!
تهیونگ:(قضیه رو تعریف کرد*)
اجوما:ازش دور بمون
تهیونگ:؟؟
اجوما:ات دختری نیست که با تله عشق و محبت خودشو نابود کنه
اجوما:سرد شو ....تا بتونی با کیم تهیونگ واقعی به دستش بیاری
تهیونگ:نمیتونم
اجوما:به خاطر داشتنش باید بتونی
تهیونگ:هرچقدرم سرد بشم نمیتونم عین خودش باهاش رفتار کنم
اجوما:زخم دستت؟اون بست؟
تهیونگ:(*خنده تو گلویی زد و سرشو انداخت پایین)
تهیونگ:اره ولی زخم زبونایی که با حرفاش و چشماش بهم زد ....اونا چی؟؟
اجوما:وقتی ۲۷ سال یادت ندادن چطور عاشق باشی من یه شبه چطور بهت همه اینارو یاد بدم؟
تهیونگ:اجوما....بهم کمک کن ...کمک کن تا بهش برسم
اجوما:بهت گفتم ازش دور شو تا ببینی قدم بعدیش چیه سرد شو عوض شو ...
تهیونگ:...
☆و از امشب همه چی طور دیگه ای رقم خواهد خورد!
👅👅👅👅
۵۲لایک
۵۴کامنت
۱۴ بازنشر
👅👅👅👅
#نامجون #جین #یونگی #جیهوپ #جیمین #جونگکوک #کیپاپ #کیم_تهیونگ #تهیونگ #بی_تی_اس #کره #کره_جنوبی #رمان #فیکشن #فیک #فیک_تهیونگ
- ۳۰۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط