دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند. دیگر گرمای دستی دل
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند. دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد. میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم، که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست.
- ۶۲۳
- ۲۴ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط