{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاد...

گاد...
این و با هیلا ست گذاشته بودیم...
یه شب گفت میای پروفِ ست بزاریم؟
منم ذوق کردم گفتم اره گفت مطمئنی؟ اگه نمیخوای زور نیست گفتم هیلا دارم ذوق میکنم چیو نمیخوام؟ بعد گفت قشنگم میری بیو ست پیدا کنی ولی با یه زبانِ سخت...
منم پیدا کردم گذاشتیم بیو و ایدی هامون ام گذاشتیم.
فردا که رفتم مدرسه همه دوستام میگفتن اوووووو ست کرده... خودمونیم... خیلی قشنگ و لطیفه وقتی حسِ مالکیتتو رویِ عزیزت همه میبینن:)









































































































_کافه تهکوک #TK






















































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۶)

دلم برات تنگ شده... هیلا : مهم نیست گفتی میخوای خودخواه باشی...

من هر روز بهت فکر میکنم...آرزو میکنم که حالت خوب باشه...دلم ...

خلاصه ی کل زندگیم : _کافه تهکوک #TK the memories of with you

دیشب خوابِ تو را دیدم عزیزترین...میدانی کجا؟ ما در کوپه ی قط...

آینه جادویی

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط