{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 2
رفتم پایین و با گوشیم ور میرفتم و جنا هم مثل برج زهره مار یجا نشسته بود و چند مین بعد مهمون ها اومدن دوتا پسر بودن و یه مادر پدر
علامت پدر لوسی ✨ پ ل
و مادرش هم ن ل
و پدر مادر کوک پدر پ ک
مادر م ک
پ ل : خوش اومدید بفرمایید بنشیند
پ ک : خیلی ممنونم‌
ویو کوک‌ ✨
رفتیم داخل خونه‌ی آقای کیم
یه دختر بود که خیلی خوشگل و خوش اندام بود و لباس به اندازه‌ی کافی وسوسه ام می‌کرد
رفتیم نشستیم که آقای کیم گفت خب بریم سر اصل مطلب
یه دختر دیگ هم. اون ور نشسته بود که داشت قطره قطره اشک می‌خرید ایشش دختره ی اسکل از خداتم باشه با داداش من ازدواج می‌کنی
ولی یکم عجیبه که چرا این یکی گریه نمیکنه
پ ل: دخترم یه لحظه میشه بیای
لوسی: بله بابا جون
پ ل : میخواییم باهات حرف بزنیم
لوسی :خب
ادامه دارد...
بچه ها نظرتون چیه
ادامه بدم یا نه؟
دیدگاه ها (۱۰)

ازدواج اجباری پارت 3پ ل :, تو باید عروس خانواده جئون بشی لوس...

ازدواج اجباری پارت 4اومدن میکاپم کردن و رفتن منم رفتم پایین...

ازدواج اجباری پارت 1سلام من لوسی ام‌و رشته ی طراحی لباس رو ب...

معرفی فیک جدید🌬️🎊شخصیت ها & جونکوک ✨ لوسی ✨تهیونگ (برادر جون...

ازدواج اجباری پارت 34دیدم خانواده جئون پشت درن لوسی : سلام خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط