ازدواج اجباری
ازدواج اجباری
پارت 1
سلام من لوسی امو رشته ی طراحی لباس رو برداشتم و امروز روز اول دانشگاهم هست و من خیلی خوشحالم
لوسی:سلام مامان سلام بابا سلام جنا جونمم
پدر مادر لوسی : سلام عزیزم راستی امشب مهمون داریم
لوسی : کیه ؟
پدر لوسی: خودت میفهمی
لوسی :آهان. راستی جنا میای بریم دانشگاه
جنا : نه (ناراحت ),
لوسی : جنا چیزی شده
جنا : نه
ویو لوسی ✨
جنا خیلی ناراحت بود اصلا نمیدونم چرا
مامانم بهم گفت امشب خیلی به خودم برسم و اون لباسی که مامانم انتخاب کرده بود. رو بپوشم خیلی باز بود و اصلا هم دلیل این کار های پدر و مادرم و نمیدونستم
بیخیال سوار ماشینم شدم و رفتم دانشگاه خیلی استرس داشتم
فلش بک به شب
ویو لوسی ✨
امروز خوب بود و به خوبی گذشت رفتم خونه
لوسی: من اومدم
مامان لوسی: خوش اومدی سریع برو آماده شو
لوسی :چشمم
رفتم بالا اون لباس مزخرف رو پوشیدم به لباس سیاه باز بود و آرایش کردم وایییی چه دافی شدم
ادامه دارد...
ادامه بدم بنظرتون؟
پارت 1
سلام من لوسی امو رشته ی طراحی لباس رو برداشتم و امروز روز اول دانشگاهم هست و من خیلی خوشحالم
لوسی:سلام مامان سلام بابا سلام جنا جونمم
پدر مادر لوسی : سلام عزیزم راستی امشب مهمون داریم
لوسی : کیه ؟
پدر لوسی: خودت میفهمی
لوسی :آهان. راستی جنا میای بریم دانشگاه
جنا : نه (ناراحت ),
لوسی : جنا چیزی شده
جنا : نه
ویو لوسی ✨
جنا خیلی ناراحت بود اصلا نمیدونم چرا
مامانم بهم گفت امشب خیلی به خودم برسم و اون لباسی که مامانم انتخاب کرده بود. رو بپوشم خیلی باز بود و اصلا هم دلیل این کار های پدر و مادرم و نمیدونستم
بیخیال سوار ماشینم شدم و رفتم دانشگاه خیلی استرس داشتم
فلش بک به شب
ویو لوسی ✨
امروز خوب بود و به خوبی گذشت رفتم خونه
لوسی: من اومدم
مامان لوسی: خوش اومدی سریع برو آماده شو
لوسی :چشمم
رفتم بالا اون لباس مزخرف رو پوشیدم به لباس سیاه باز بود و آرایش کردم وایییی چه دافی شدم
ادامه دارد...
ادامه بدم بنظرتون؟
- ۱۸.۹k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط