{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم گفتم به خاطرم آمد

چشم گفتم به خاطرم آمد
چشمه ی بی غبار چشمانش

بی تعارف چقدر زیبا بود
گردشِ روزگارِ چشمانش

#دهه_فجر مبارک باد
#لاأدری
دیدگاه ها (۲)

آن قدر عاشقیم که املا نمی شودمستی ما که در قلمی جا نمی شودزل...

چو عیب تن خویش داند کسی ز عیب کسان برنخواند بسی #فردوسیhttp:...

آدم برفی!چشمهایش افتادو کلاهش کج شددلش کوچک شدغرق اشک شداو و...

سلام ای طلبت تا ابد قنوت شده! عبور منتشرِ وقف در سکوت شده! ح...

دیشب دستش را بوسیدم چقدر عطر خوبی میداد چه مرد شایسته ای بود...

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط